🗓 ↯ در ظهر عـاشـ🚩ـورا چه گذشت 8⃣ حسین علیه‌السلام هنگامی که دید یارانش یکی پس از دیگری به شهادت می‌رسند آنها را به استقامت دعوت کرد: تحمل و بردباری پیشه کنید ای فرزندان آزاده که مرگ پلی است که شما را از سختی و مرارت عبور می‌دهد و به نعمت‌های پایدار می‌رساند مرگ برای مؤمن پلی است به سمت بهشت و برای کافر پلی به سمت جهنم ⬅️ فرار ضحاک ابن عبدالله مشرقی به راستی روز عاشورا روز امتحان و محک بزرگی برای انسان‌ها بود اکثر افراد واقع بین و وقت شناس در آخرین لحظات خود را از آتش جهنم نجات دادند و به سعادت ابدی رسیدند و عده‌ای هم سعادت عظیمی را از دست دادند عبدالله مشرقی از جمله دسته اخیر بود که سعادت ابدی را از دست داد خودش نقل می‌کند: ما بر حسین علیه‌السلام وارد شدیم و آن حضرت به ما خوشامد گفت سپس پرسید برای چه آمدید؟ گفتیم آمدیم شما را از اخبار مطلع کنیم مردم کوفه تصمیم به جنگ با شما گرفته‌اند حسین علیه‌السلام فرمود: 《حَسبِیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل》 سپس فرمود: چه می‌شود که مرا یاری کنید؟ گفتم من شخصی مقروضم باید برگردم اما اگر اجازه بدهید تا جایی که احساس کنم مفیدم می‌مانم ولی اگر دیدم دیگر یاری ندارید و ماندنم فایده ندارد اجازه بدهید که بروم امام فرمود: باشد هرگاه چنین شد بیعتم را برمی‌دارم ضحاک تا آخرین ساعات زندگی امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا در کربلا بود او می‌گوید: در روز عاشورا من اسب خود را پشت خیمه‌ها بستم و پیاده جنگیدم و دو نفر را هم کشتم تا اینکه دیدم از یاران حسین کسی باقی نمانده و دشمن بر اهل بیتش چیره شده‌اند نزد حسین علیه‌السلام رفتم و از او اذن ترک جنگ خواستم امام فرمود اگر می‌توانی برو اما چگونه می‌خواهی فرار کنی؟ گفتم اسبم تازه نفس است سپس سوار اسب شدم و به تاخت از آنجا دور شدم ◽️▪️◽️▪️◽️▪️◽️▪️◽️ ✍ منابع: ↲ابصارالعین، صفحه۱۳۳ ↲قاموس الرجال، ۱۲۹/۷ ↲نفس المهموم، صفحه۲۹۸ ↲طبری، ۲۳۵/۷ ↲کامل، ۷۳/۴ ↲ ادامه دارد ... °❀°▪️°❀°▪️°❀°▪️°❀° @Norolhoda_Info