🔸ادامه 👇
6⃣ابن فهد حلّى در كتاب «المهذّب البارع» چنين آورده است ؛
« از آنچه در فضليت نوروزْ روايت شده و گفته ما را تأييد مى كند، حديثى است كه علّامه سيد بهاءالدين على بن عبد الحميد، با سند خود از مُعلّى بن خُنيس نقل كرده است كه ؛
« روز نوروز، همان روز است كه پيامبر در غديرخم براى اميرالمؤمنين بيعت گرفت و مسلمانان به ولايت وى اقرار كردند. خوشا به حال آنان كه به اين بيعت، استوار ماندند و واى بر آنان كه آن را شكستند. و اين، همان روزى است كه پيامبر على را به منطقه جنّيان روانه ساخت و از آنان عهد و پيمان گرفت. و همان روز است كه على بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه را به قتل رساند. و همان روز است كه قائم ما و صاحبان حكومت، ظهور مى كنند و خداوند، او را بر دجّالْ پيروز مى گرداند و دجّال را در زباله دان كوفه به دار مى آويزد. ما در هر نوروز، اميد فرج داريم؛ چرا كه نوروز، از ايّام ماست كه پارسيانْ آن را پاس داشتند و شما آن را تباه نموديد. همچنين پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل، از خداوند خواست كه گروهى چند هزار نفره را كه از بيم مرگ، ديار خويش را ترك گفتند و گرفتار مرگ شدند، زنده سازد. خداوند، بر آن پيامبر، وحى فرستاد كه بر محل گورستان آنان آب بپاشد. آن پيامبر در روز نوروز، چنين كرد. پس زنده شدند و تعدادشان سى هزار نفر بود. از همين روز، پاشيدن آب در نوروز، سنّتى ديرينه شد كه سبب آن را جز آنان كه دانشى پايدار دارند، ندانند و همان، آغاز سال پارسيان است. معلّى گويد: امام صادق عليه السلام اين سخنان را بر من املا كرد و من نوشتم. » « ...قال المعلّى: وأَملى علىّ ذلك، فكتبته من إملائه »
📚المهذب البارع ، ج 1 ص 194 _ 195
7⃣علّامه مجلسى در «بحارالأنوار» آورده است ؛
« مُعلّى پسر خُنَيس گويد: در روز نوروز، بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. فرمود: «آيا اين روز را مى شناسى؟». گفتم: قربانت گردم! اين روز را فارسيانْ گرامى مى دارند و به يكديگر هديه مى دهند. فرمود: «سوگند به خانه كعبه كه اين، رمزى ديرينه دارد و برايت روشن مى سازم تا آگاه گردى». گفتم: سرورم! آموختن اين امر از شما برايم بهتر از آن است كه مردگان من زنده شوند و دشمنانم بميرند. آن گاه فرمود: «اى معلّى! روز نوروز، همان روز است كه خداوند از بندگانْ پيمان گرفت او را بپرستند و به او شرك نورزند، به پيامبران و حجت هايش بگروند و به امامانْ ايمان آورند. اين همان روز است كه خورشيد طلوع كرد، بادها وزيدن گرفت و گلهاى زمين روييدند. اين همان روزى است كه كشتى نوح عليه السلام بر سرِ جودى آرامش يافت و همان روزى است كه خداوند، گروهى چند هزار نفره را كه از ترس مرگ از خانه ها بيرون رفته بودند، زنده ساخت، پس از آن كه آنان را ميرانده بود. اين، روز فرود جبرئيل بر پيامبر اسلام است و روزى است كه پيامبر امام على را بر دوش گرفت تا بتهاى قريش را در مسجد الحرام شكست و در همين روز، ابراهيم، بتها را شكست. اين همان روزى است كه پيامبر به يارانش دستور داد با على بيعت كنند و در همين روز، على را براى بيعت گرفتن از جنّيان فرستاد. در همين روز، دومين بيعت با اميرالمؤمنين انجام شد. در همين روز، على عليه السلام بر نهروانيان پيروز شد و ذوالثديه را به قتل رساند. در اين روز، قائم ما و صاحبان حكومتْ قيام مى كنند و در همين روز، قائم ما بر دجّال، پيروز مى گردد و او را در زباله دان كوفه به دار مى آويزد. در هر روز نوروزى، ما آرزوى فرج داريم؛ چرا كه آن از روزهاى ما و شيعيان ماست. فارسيان، آن را گرامى داشتند و شما آن را ضايع كرديد». و فرمود: «يكى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند پرسيد چگونه مردمانى را كه خارج شدند، زنده مى كند. خداوند بدو وحى كرد كه در نوروز، آب بر قبر آنان بپاشد- و آن، اولين روز سال فارسيان است- و آنها زنده شدند، در حالى كه سى هزار نفر بودند. از همين جا پاشيدن آب در نوروز، سنّت شده است».
گفتم: آيا نامهاى روزهاى فارسى را به من تعليم نمى دهى؟ فرمود: «اى معلّى! اينها روزهايى كهن از ماههايى كهن است. هر ماه، سى روز است، بدون كم و كاست ...». « فقال عليه السلام: «... يا مُعَلّى! هي أيام قديمة من الشهور القديمة، كلّ شهر ثلاثون يوماً لا زيادة فيه ولا نقصان...».
📚بحارالأنوار، ج 56، ص 91
8⃣مُحدث نورى در «مستدرك الوسائل» به نقل از كتاب حسين بن هَمْدان آورده است که مفضّل بن عمر از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه ؛
« خداوند بر حزقيلْ وحى فرستاد كه: «اين روز، روزى گرامى و بلند مرتبه نزد من است. با خود عهد كرده ام هر مؤمنى در اين روز از من حاجتى بخواهد آن را برآورده سازم» و اين روز، نوروز است » « ... لايسألنى مؤمن فيه حاجة الّا قضيتها في هذا اليوم و هو يوم نيروز»
📚مستدرک الوسائل ج 6 ص 354
🔸ادامه 👇