درخواست از دانشگاه
🔹پشیمانم/معصومه اخوان/بخش دوم🔹
🔸ما 22 سال پیش این کار را شروع کردیم. بچههای 7 تا 11 ساله را تحت پوشش قرار دادیم. خانهای در گذر باباولی خریداری کرده و به این کار اختصاص دادیم. من ابتدا از این کار خیلی خوشحال بودم.
🔸بعد با خودمان گفتم وقتی بچهها بزرگ شدند باید به شهر دیگری بروند. این موضوع برای ما ناراحتکننده بود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم مقاطع بعدی هم راهاندازی شود. پس از مدتی همۀ مقاطع در کاشان راهاندازی شد. یک مقطع برای دختران و پسران 2 ساله تا 7 ساله باهم و پس از آن یک مقطع دخترانه و پسرانه - جداگانه - از بچهها 7 سال تا 11 ساله و مقطع بعدی 11 ساله تا 15 ساله و پس از آن 15 ساله تا 18 ساله راهاندازی شد. پس از آن حدود 20 آپارتمان فراهم شد تا بچههایی که به مقاطع دانشگاهی و بالاتر رسیدند و راه درست را انتخاب کردند این واحدهای آپارتمانی را در اختیارشان قرار بدهیم.
🔸برای 22 سال تمام کارهای این مراکز انجام شد. ولی اجازه بدهید یک گلایه بکنم. نه تنها دست ما گرفته نشد بلکه بسیاری از جاها مانعتراشی کردند. کاشان شهر متمولی هست. هزینههای زیادی برای کارهای متفاوت انجام میشود که البته در جای خودش لازم است ولی گویی از سرنوشت این بچهها غافل شدهایم. این بچهها میتوانند ایران را بسازند و اگر توجه نشوند میتوانند ایران را خراب کنند. بنابراین مستلزم توجه، حمایت و همکاری هستند.
🔸متأسفانه باید بگویم از هر طرف لطمه خوردیم. از سازمانهای مسئول مانند بهزیستی، تأمین اجتماعی و اداره کار به ما لطمه وارد شد. از طرف افرادی که با ما همکاری میکردند، لطمه وارد شد.
🔸افرادی که در این خانهها به کار گرفته میشوند باید فارغالتحصیل رشته روانشناسی یا علوم تربیتی و اجتماعی بوده و از صلاحیت لازم برای این کار برخوردار باشند. مربی در این خانهها 24 ساعت حضور داشته و 48 ساعت استراحت میکند. برای هر خانه یک سرپرست و چند مربی لازم است. ما نتوانستیم هیچ کسی برای این کار پیدا کنیم.
🔸جوانان بیکار هستند! از دانشگاه فارغالتحصیل شدهاند و گوشیهای همراه را به دست گرفته ولی انگیزه و علاقهای برای کار ندارند. در این خانهها با زحمت یک مربی به کار گرفته میشود ولی گویی فقط دنبال این است که ساعت بگذرد و آخر ماه حقوق بگیرد. اگر مقداری هم کم و زیاد شود سراغ ادارۀ کار رفته و شکایت میکند و متأسفانه برخورد سازمانهای متولی در کاشان از همه جای ایران بدتر است.
🔸از طرف دیگر یک کارشناس بهزیستی برای بازرسی از تهران میآید. گویی محل زندگیاش زعفرانیه تهران است و میگوید «باید برای هر بچه یک اتاق و امکانات مستقل زندگی اختصاص داده شود» ولی به این موضوع بیتوجه است که ما باید بچهها را به گونهای تربیت کنیم که زندگیکردن را بیاموزند.
🔸ما برای این که درآمد پایداری برای خانهها ایجاد کنیم درآمد خانۀ گردشگری نگین و درآمد آن را وقف این خانهها کردهایم ولی اطلاع دارم برخی به جاهای دیگر و رستورانها مراجعه میکنند ولی به اینجا نمیآیند در صورتی که میدانند درآمد اینجا صرف نگهداری بچههای بیسرپرست میشود.
🔸من واقعاً پشیمان شدهام ولی بدان معنی نیست که از این کار دست بکشیم. ولی دلخوریم. من با این سن، سالی دو بار از آمریکا برای سرکشی و رسیدگی به امور خانهها به ایران میآیم. از فرودگاه به اینجا آمده و از همینجا به فرودگاه بازمیگردم.
🔸میخواهم از اساتید دانشگاهی خواهش کنم فقط ده دقیقه از وقت کلاس را به صحبتهای غیر مطالب درسی اختصاص داده و به جوانان طریق کار و مشارکتهای اجتماعی را آموزش داده و یادآوری کنند.
⬅️ تاریخ انتشار: بیستودوم اردیبهشت ماه 1403