عشق شفاترین نیروی جهان است.
هیچچیزی نافذتر از عشق نیست.
عشق نه فقط تن و روان ،بلکه روح را نیز شفا میدهد. اگر تو بتوانی عشق بورزی، تمام جراحت ها ناپدید میشود.
آن گاه تو کل میشوی کل شدن همان پاک ومنزه شدن است. تا زمانی که کل نشوی پاک ومنزه نمیشوی. سلامت جسمانی ، پدیده ای ظاهری وسطحی است که با دارو ودانش میتوان به آن دست یافت.
اما درونی ترین هسته ی وجود فقط به دست عشق شفا می یابد.
کسانی که از راز عشق آگاهنداز بزرگترین راز زندگی آگاه اند. برای آنان هیچ بدبختی وپیری وهیچ مرگی وجود ندارد.
البته تن پیر میشود وخواهد مرد اما عشق این راز را بر تو آشکار میکند که تو تن نیستی ،بلکه آگاهی ناب هستی.
هیچ تولد ومرگی نداری. زندگی را دراین آگاهی ناب سپری کردن،همساز با هستی زیستن است وشادمانی پیامد همساز با هستی است.
🌾🌾🌾
دلا مگر که تو مستی که دل به عقل ببستی
که او نشست نیابد تو را کجا بنشاند
متاع عقل نشانست و عشق روح فشانست
که عشق وقت نظاره نثار جان بفشاند
هزار جان و دل و عقل گر به هم تو ببندی
چو عشق با تو نباشد به روزنش نرساند
به روی بت نرسی تو مگر به دام دو زلفش
ولیک کوشش میکن که کوششت بپزاند
چو باز چشم تو را بست دست اوست گشایش
ولی به هر سر کویی تو را چو کبک دواند
هر آنک بالش دارد ز آستان عنایت
غلام خفتن اویم که هیچ خفته نماند
مولوی🌱
@TAMASHAGAH