خداوند زمانی که اراده نمود تا روح حضرت ابراهیم را قبض نماید عزرائیل را به نزد او فرستاد، و این فرشته خدمت ابراهیم درآمد و سلام کرد، ابراهیم پاسخ داد و پرسید: ای عزرائیل آمده‌ای که مرگ را عرضه کنی؟ من آن را به اختیار بپذیرم یا به اکراه و اجبار؟ عزرائیل بیان داشت که نه، این دعوتی بیش نیست. آنگاه ابراهیم بیان داشت: آیا دیده‌ای که دوستی برای دوست خود مرگ را بخواهد؟ خداوند فرمود: ای فرشته به سراغ ابراهیم برو و به او بگو: آیا دیدی که دوستی از دیدن دوست خود اکراه داشته باشد؟ به راستی که دوست آن است که مشتاق دیدار دوست باشد. 📚متون تفسیری فارسی🌺 https://eitaa.com/TAMASHAGAH