این بار من یکبارگی از خویش دارم نفرتی زین کثرت بی فایده می خواهدم دل وحدتی خواهیم سوی گوهری غواص این دریا شدن بحریست خونخوار و شگرف ای دوستداران همتی کثرت پریشانی دهد وحدت به قربت می کشد بگذر ز کثرت تا خوری از جام وحدت شربتی بود و نبود خویشتن باید همه در باختن تا از وصالش بر خوری یابی بر آن در قربتی سر ندای ارجعی بشنو به گوش هوش جان پرواز کن زین خاکدان باشد که یابی دولتی آن روح عالی آشیان پژمرده شد زین خاکدان ای جسم برخیز از میان کز تو گرفتم نفرتی ای شمس کن دل رو بکل بنیاد هستی برفکن از هیچ کس عزت مجو از خویشتن جو عزلتی مولانا✨ https://eitaa.com/TAMASHAGAH