از بس به چارچوب محبت مقیدیم هرجا که عشق دم زده کوتاه آمدیم از حال ما زِ اهلِ شریعت سوال شد  هر مذهبی -به‌ غیر جنون- گفت مرتدیم دنیا اسیر فتنه و آشوب و جنگ بود ما بی‌خیال معرکه، شطرنج می‌زدیم چشمان تو، برابر من برق می‌زنند چندی‌ست بین مردم دنیا زبانزدیم دنیا به کام ماست، چه باک از نگاه‌ها حرف‌ و حدیث‌ و شایعه بوده‌‌ست‌ از قدیم عقل کسی به منطقِ ما قد نمی‌دهد باشد قبول، اهلِ‌ جهان‌ خوب‌ و‌ ما بدیم