ای هر سخنت قطره ی باران بهاری باید که بر این تشنه ی بی تاب بباری من معدن حرفم پرم از شعر و تغزّل امّا تو عزیزم به خدا حرف نداری سیب است و انار است و عسل هست و شکر نیز واجب شده بر خوان لبت شکرگزاری! تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر "مجنون" این گونه بعید است به من دل بسپاری! سیگار و غزل چاره ی بی حوصلگی هاست یک شعر بمان پیشم اگر حوصله داری ..