2.32M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
کسی می دید مولا را فراوان یاعلی میگفت عدو از هیبت ایشان چو یاران یاعلی می‌گفت در خیبر که از جا کَند، در حتی برای او خودش دائم به بازویش علی جان یاعلی میگفت به وقت جنگ و جنگیدن سراپا ترس میگشتند که عمر عبدود هم نامسلمان یاعلی میگفت جوانمردی به نامردی که چون با هم برابر نیست اگر میدید نامردی،به ایشان یاعلی میگفت گهی سیر از جهان میشد ولی هنگام خوردن بود نمک یا نان جو قوتش،نمکدان یاعلی میگفت برای بخشش آدم ،برای ترک اولاشان شبیه یونس و یوسف،سلیمان یا علی می‌گفت و شعرم لا فتی الا علی لا سیف الا گفت غزل با ذوالفقار آمد نیستان یاعلی میگفت خوشت بادا که مولایت امیرالمومنین گشته و جنت شیعه میخواهد که سبحان یاعلی میگفت