چه كلاهی به سرم رفت، كبوتر بودم! يک نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد... در عزاداری او، رسمِ چهل روز کم است ياد چشمش همه‌ ی عمر سيه‌پوشم كرد...