. هرکه دیوانه نشد لایق ادراک نشد خاک هیئت نشد و راهی افلاک نشد عرق سینه‌زنان رونق مستانگی است تاک بی ذکر حسین بن علی تاک نشد باده‌ی اشک فزون باد و مداوم بادا هرکه آلوده‌ی این باده نشد پاک نشد چاک‌چاک است تن شاه و نمی‌خواهم من جامه‌ای را که برای غم او چاک نشد چشم‌هامان شده نمناک ازاین‌رو که کمی لب خشک پسر فاطمه نمناک نشد بود آماده برایش همه‌ی عرش ولی سهم شاه دو جهان ‌جز خس و خاشاک نشد مادر آب کجایی؟ پسرت آب نخورد پدر خاک کجایی؟ پسرت خاک نشد