با سلام از تو چه پنهان زده امشب به سرم بنویسم دو سه خط نامه،... ولی در نظرم گفتم امشب بنویسم،... کمی از حال دلم که به عشق تو گرفتارم و هم،... مفتخرم آنچنان از تب عشقت شرر انداخته ای بر دلم آتش افروخته ای،... شعله ورم ناز لبخند تو ترکیب گَزِش از لب و اخم من مردّد شده ام تا،... بخرم یا نخرم شک ندارم تو هم اکنون،... گرفتار منی خوب می دانم و از حال دلت، با خبرم دوستت دارم و حتّی،... به زبانِ پدری سویوروم من سنی، صدبار مکرّر دِیَرم وصف حالِ دل و از نام تو، انگیزه شده بین هر شعر و غزل خوب و بجایش ببرم باز در خلوت خود،... با قلم و دفتر شعر هر شب از کوچهء معشوق خودم در گذرم