eitaa.com/abedini/464
🌐 ادامه
#موضوعات جلسه ۹ 👇
🔻 انسان در ساختار خلقتش، در قوس نزول، از خزائن روحش تا قدر معلوم بدنش آمد. از مقامات شریف عِلوی مرتبه احسن تقویم شروع شد نازل شد آمد تا در مرتبه اسفل السافلین «به تن نشست» و ادراکِ بدن و توجه به امیالِ بدنی یافت، پس هم توجه به نیازهای روحی یافت و هم به امیال بدنی.
🔻 با تلفیق شدن نیازهای روحی و نیازهای بدنی، شیطان به دروغ، بدن را محل تحقق نیازهای روحی نشان داد، تا آدم در اثر این فریب، نیاز روحانیِ مُلک لایبلی (اراده و قدرت مطلق) و شجرة الخلد (حیات جاوید) را در مرتبهی بدن دنبال کند.
(مانند خیالپردازی های بشر غربی که در فیلمهایش درجستجوی بدنی با حیات جاوید و اکسیر جوانی و آب حیات، و خیالپردازیِ جستجوی ابر انسانهایی با بدن پیشرفته با قدرتهای خاص بدنی است)
🔻 كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُون: مانند قوس نزول، انسان در قوس صعود هم، طولانیترین سفر را دارد. از فعلیت صفر در اسفل السافلین شروع میکند و میخواهد تا نامتناهی لقاء الله برود.
🔻 موجوداتِ دیگر، هرکدام مراتب وجودی محدودی دارند. حتی ملائکه هم مقام معلوم دارند، و عروجشان هم حد دارد، که جبرئیل هم در معراج پیامبر بجایی میرسد که دیگر توان صعود و همراهی با پیامبر ندارد که میگوید «لَوْ دَنَوْتُ أَنْمُلَةً لَاحْتَرَقْتُ»؛ وقتی اعظم ملائکه جبرئیل هم دیگر در آن مرتبه راه ندارد دیگر موجودات هم قطعا راهی به آنجا ندارند؛ آنجا که جبرئیل پر بسوزد، از پشهی لاغری چه خیزد.
🔻 انسان قرار است مرتبهی تمام موجوداتِ هستی را طی کند، و همه موجودات شأنِ انسان شوند. و البته جایی هم میرسد که دیگر جای موجودی نیست که همراهش باشد، بلکه آنجا موجودات با سجود و فنایی که در روح انسان یافتند به نحو لابشرطی درون انسان حضور دارند، و با فنای در انسان، به کمال انسان در آن قلهی توحید ذات احدی برسند. این انسان است که به «قَابَ قَوسَین أَو أَدنیَ» میرسد؛ دو سر خط هردوحلقه هستی به حقیقت بهم تو پیوستی.
🔻دشمنی ها و نزاع ها در مقابل صعود انسان بسوی خدا، همه ناشی از انانیت هاست، چه انانیت در طغیانِ نفس اماره درونی و وسوسه شیطان در آن، و چه انانیت در طغیان قارونی (هبوط در مالکیت و ثروت دنیوی)، و چه انانیت در طغیان فرعونی (هبوط در ملوکیت و قدرت دنیوی).
🔻 هبوط در ارض اول، توجه به میل بدن و تعلقات امیال حیوانی بود؛ اما هبوطهای شدیدتر به ارض های پایین تر تا ارض هفتم هست، که با هبوط در مالکیت، میخواهد مالکِ همهی ابزارها و ثروتها شود، و این موجب غلظت شدیدتر در انانیت میشود. و با هبوط در ملوکیت، میخواهد سلطه یابد بر همه اموال و نفوس انسانی، و همه عبید او باشند، و این جاهطلبی غلیظترین انانیت است، که پنهانترین لایه در موانع درونی انسان است: «آخِرُ ما یخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّیقینَ حُبُّ الْجاه»، آخرین چیزی که از قلب صدیقین خارج میشود جاه طلبی است.
🔻 حرکت از کثرت عبارت ها و اعتباراتِ بدنی، بسوی وحدتِ روحی و نورِ حقیقتِ هستی:
چو هست مطلق آمد در اسارت
به لفظ "من" کنند از وی عبارت
حقیقت کز تعین شد معین
تو او را در عبارت گفته ای "من"
من و تو عارض ذات وجودیم
مشبّک های مشکاتِ وجودیم
همه یک نور دان اشباح و ارواح
گه از آیینه پیدا گه ز مصباح
🔸
@abedini