⚫⚫⚫🔘🔘🔘⚫⚫⚫ 🚩 جون بن حوی (ع) 🚩 🔹 یاری حسین علیه السلام، نه شهرت می خواهد و نه طایفه مشهور و نه رنگ پوست و نه ..... غلام سیاه بدبوی هم که باشی، کافیست عشق و معرفت به اباعبدالله (ع) داشته باشی تا رستگار شوی..... 👈 جون، غلامی بود که امیرالمومنین او را خریده و به ابوذرغفاری بخشیده بود، و ابوذر نیز او را آزاد کرده بود . 👈 اما جون، برای یاری ابوذر غفاری (ره) در دوران تبعید، به ربذه رفت، و پس از شهادت ابوذر به مدینه بازگشت و دست از خاندان وحی نکشید و همراه و گام به گام با امام حسن (ع)و سپس با (ع) بود، از مکه و مدینه تا کربلا..... ✅ جون در جوانی خادم ابوذر و اهلبیت بوده و اکنون که ۹۰ سال دارد، حیف است که اجر کاملی از خداوند و این خاندان نگیرد.... ↩️ وقتی جون، از امام اذن میدان خواست ، امام فرمود:« ای جون! ما بیعت خود را از تو برداشتیم، ما را با مصیبت خود اندوهگین نکن»! 😭 جون خود را به پاهای امام انداخت و آنها را می بوسید و عرضه داشت: « ای فرزند رسول خدا ! من در زمان رفاه و آسایش کاسه لیس شما باشم ولی در شدت و ناراحتی دست از یاری شما بردارم؟؟!! 😥😭درست است که بدنم بدبو و خاندانم ناشناخته و رنگم سیاه است ولی بر من منت بگذار و اذن میدان بده تا بدنم خوشبو و رنگم سفید و خاندانم به عزت و سربلندی نایل گردد. نه ! به خدا سوگند هرگز از شما جدا نخواهم شد.» ☝️ امام به او اجازه میدان داد. 👈با آنكه جون پيرمردی ۹۰ ساله بود، ولی اطفال حرم با او انس فراوانی داشتند، لذا وقتی برای خداحافظی و طلب حلاليت آمد، صدای گريه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. 😔 هريك را به زبانی ساكت كرد و به خيمه‌ها فرستاد و آنگاه مانند شيری غضبناك رو به آن قوم ناپاك كرد. مردانه جنگید و جنگید تا فرشته شهادت را در آغوش کشید.😭 👈محمد بن ابوطالب می‌گوید:« امام حسین (ع) بر بالین جون قرار گرفت و دست مبارك بر سر و صورت جون كشيد و فرمود: خدایا ! چهره اش را سفید بدنش را خوشبو و او را با خوبان و نیکان محشور گردان و میان او و محمد (ص)و خاندانش آشنایی بیشتر مقرر فرما»🙏 👈از بركت دعای حضرت، روی غلام مانند ماه تمام درخشيدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسيد. چنانكه وقتي بدن او را بعد از ده روز پيدا كردند، صورتش منور و بويش معطر بود. 🌸 👈 جون، تنها شهیدی بود که امام مانند علی اکبر (ع) با او رفتار کرد، صورت بر صورتش نهاد و برایش دعا کرد. ↩️ از امام باقر (ع) از پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) روایت کردند که فرمود:« زمانی که قبیله اسد پس از چند روز برای خاکسپاری پیکرهای شهدا در میدان نبرد حضور یافتند، از بدن جون بوی مشک به مشام می‌رسید 😭 🆔 @afzayeshetelaat