امام هادی علیه السلام با آن که داشت زهر جفا را به ساغرش دیگر نخورد نیزه ی اعدا به پیکرش گر جان رسید بر لبش از کینه ی عدو دیگر نخورد خنجر دشمن به حنجرش وقت وداع گرچه پسر را به بر کشید دیگر ندید لاله ی در خون شناورش گر جان سپرد در بر فرزند خود پدر بر نی نرفت راس مطهر برابرش با آن که سوخت از شرر زهر کین دلش در بر نبود غنچه ی خونین پرپرش از پا فتاد گرچه به غربت ز زهر کین دشمن نداد زخم زبانی به خواهرش گیرم گذاشت صورت خودرا به روی خاک گلگون نگشت چهره ی پاک و منورش گیرم که بود در غم و غربت مکان او سیلی نخورد بر رخ زیبای دخترش گیرم که بود یکه و تنها به حجره اش دیگر نبود طشتی و راس مطهرش گر بوده است خانه ی او در محاصره دیگر نخورد سنگ جفایی به شهپرش با آن که سوخت "یاسر" غمدیده زین عزا دارد ز شوق عرض ارادت به محضرش 🔸شاعر: محمود تاری https://eitaa.com/joinchat/2396127234C1e79c91b0f