✅روضه اميرالمؤمنين علیه‌السلام تاريخ به ياد نداردكسي توانسته باشد علي را از پاي در آورد جز دو مورد يك جا اون لحظه اي بود كه ابن ملجم شمشير بر فرق آن حضرت فرود آورد و از قضا ضربت او به جاى زخم عمروبن عبدودآمد و تا موضع سجده را بشكافت آن حضرت فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وبِاللّهِ وَعَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَرَبِّ الكَعْبَةِ.» سوگند به خداى كعبه كه رستگار شدم! و صيحه شريفه اش بلند شد كه فرزند يهوديه ابن ملجم مرا كشت او را مأخوذ داريد، اهل مسجد چون صداى آن حضرت شنيدند در طلب آن ابن ملجم شدند و صداها بلند شد ، پس همه به سوى محراب دويدند كه آن حضرت در محراب از پا افتاده و فَرْق مباركش شكافته شده و خاك برمى گيرد و بر مواضع جراحت مى ريزد و اين آيه مباركه مى خواند: «مِنها خَلَقْناكُمْ وَفيها نُعيدُكُمْ وَ مِنها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْرى.» (سوره طه/۵۰) ؛يعنى از زمين خلق كردم شما را و در زمين برمى گردانم شما را و از زمين بيرون مى آورم شما را بار ديگر(١) اما تاريخ قبل از محراب كوفه هم يكجا بود كه ديد زانوي على لرزيد و به زمين افتاد. شيخ عباس قمي در بيت الاحزان آورده ، وقتي روح ملكوتي حضرت زهرا به آسمان رفت, اسماء به حسن و حسين (ع) فرمود: برويد نزد پدرتان علي (ع)، و وفات مادرتان را به او خبر دهيد. حسن و حسين (ع) از خانه بيرون آمدند، در حالي كه فرياد مي‌زدند: «يا مُحَمَّداه! يا اَحْمَداه! اَلْيَوْمُ جُدِّدَ لَنا مُوْتُكَ اِذْ ماتَتْ اُمُّنا» : «آه! اي محمد! اي احمد (ص)! امروز مصيبت فقدان تو براي ما تجديد شد، چرا كه مادرمان از دنيا رفت». سپس حسن و حسين (ع) وارد مسجد شدند، علي (ع) در مسجد بود، آنها شهادت فاطمه (س) را به او خبر دادند، علي (ع) از اين خبر آنچنان دگرگون شد كه بي حال افتاد، آب به صورتش پاشيدند، وقتي كه حالش خوب شد، با ندائي جانسوز فرمود: « بِمَنِ الْعَزَاءُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ كُنْتُ بِكِ أَتَعَزَّى فَفِيمَ الْعَزَاءُ مِنْ بَعْدِكِ.» : «اي دختر محمّد (ص) به چه كسي خود را تسليت بدهم، تا زنده بودي مصيبتم را به تو تسليت مي‌دادم، اكنون بعد از تو چگونه آرام گيرم؟ »(٢) منابع منتهي الآمال صفحه ٤١٠ ترجمه بيت الاحزان صفحه ٢٥٠ Eitaa.com/anvarosaghalain