آیت الله صالحی نجف آبادی در کتاب (شهید جاوید) درباره نامه امام حسین(ع) به محمد بن حنفیه احتمالاتی را مطرح کرده اند که به دلیل اهمیت آن، به آنها اشاره می شود:
احتمال اول: مقصود این است که هرکس از بنی هاشم به امام ملحق شود، شهید می شود، مثل پسران عبدالله بن جعفر، ولی دیگر از شهادت یا عدم شهادت خود امام و سایر همراهان آن حضرت ساکت هست( شهید جاوید ص۴۲۵)که در نهایت همین احتمال را قبول کردند.
اشکال: اخبار شهادت امام حسین(ع) از زمان رسول خدا (ص) و فرجام کار او در میان بنی هاشم، امری دور از انتظار نبوده است، همان گونه که در ملاقات با ام سلمه و عمر بن علی و افراد دیگر به آنها اشاره گردید، این که چرا محقق ارجمند در صدد طرح این مدعا است که از این نامه، خبری از شهادت امام فهمیده نمی شود، وجه آن به درستی معلوم نیست. مضافا بر این که این احتمال با احتمال دوم ایشان و زنده ماندن تعدادی از بنی هاشم به جز امام سجاد (ع) در واقعه عاشورا تناقض دارد.
احتمال دوم: مقصود این است که هرکس از بنی هاشم به امام ملحق شود کشته می شود و همچنین خود آن حضرت و همه همراهان شهید می شوند و این وجه با واقع منطبق نمی باشد، زیرا چند نفر از اصحاب امام از بنی هاشم و غیر آنان زنده ماندند.( همان)
اشکال: این احتمال از این نامه تا حدودی درست به نظر می رسد، یعنی امام حسین (ع) در صدد بیان این نکته هستند که ملحق شدن به کاروان حسینی و شرکت در این حرکت اصلاحی-اجتماعی بذاته نوعی فتح و پیروزی است، چه منجر به شهادت بشود و چه منجر به شهادت نگردد، اما اکثر کسانی که به حضرت ملحق می شوند شهادت نصیب آنها می گردد، بنابراین، نگاه اکثریتی و اغلبیتی است نه اینکه تک تک افرادی که در کاروان حسینی حضور دارن یا به آنها ملحق می شوند، شهادت نصیب آنها می گردد.
احتمال سوم: مقصود این است که اکثریت بنی هاشم چه لاحق و چه ملحوق شهید می شوند و از شهادت یا عدم شهادت خود امام به شخصه ساکت است، چون احتمال دارد خود آن حضرت جز اقلیت باشد یا جز اکثریت( همان)
اشکال: در این احتمال، دو منظر قابل توجه است:
اول آنکه محقق ارجمند تمامی این احتمالات را بنابر فرض عدم علم امام به وقایع پیشرو تحلیل می کنند، مبنایی که با روایات متعدد و شواهد تاریخی همخوانی ندارد، مضافا بر این که درگیری نظامی با حاکمیت و فرجام شهادت از احتمالات به شدت قوی در این مسئله بود که امام نیز به خوبی از آن آگاه بوده است.
ثانیا: چرا نویسنده، مقوله شهادت و یا عدم شهادت امام را می خواهد از این نامه برداشت نماید؟ مگر قرائن دیگر و وقایع پیش تر از این نامه، به این مقوله نپرداخته اند، اصرار نویسنده برای این برداشت معلوم نیست، چرا که امام در این نامه نگاری، شهادت خود را مفروض دانسته است، حال یا با علم امامتی که در اختیار داشتند و یا با روایاتی که از حضرت رسول (ص) از طرق مختلف برای آن حضرت نقل شده بود و یا حتی با در نظر گرفتن احتمال بسیار زیاد عقلانی، هر چه بود حضرت در این نامه نگاری در صدد بیان شهادت خود نیستند، چرا که به آن آگاه هستند، بلکه از فرجام افراد دیگر خبر می دهند.
احتمال چهارم: مقصود این است که بنی هاشم، چه لاحق و چه ملحوق در معرض شهادت هستند زیرا، امکان برخورد نظامی هست، ولی از شهادت و یا عدم شهادت خود امام به شخصه و یک یک افراد از افراد بنی هاشم باشخاصهم ساکت است.( همان ص۴۲۶)
توضیح: این احتمال در ضمن احتمالات قبلی بررسی شد.
احتمال پنجم: کلمه (استشهد) اخبار به معنای انشاء است و مقصود امام این است که از بنی هاشم استنصار کند و ضمنا می خواهد روح شهادت و آمادگی برای فداکاری را در آنان بدمد و معنای استشهد این است که هر کس به من ملحق شود باید آماده پیکار تا سرحد شهادت باشد.( همان ص۴۲۶)
اشکال: آیا واقعا می توان از متن نامه و الفاظی که امام حسین(ع) در آن به کار برده است، چنین تاویلی را برداشت نمود؟ لحن نامه، بیانگر یک حقیقت واضح و روشن است و آن اینکه فرجام این حرکت چیزی جز شهادت در راه خدا نیست، نه اینکه امام به فرجام خود آگاه نبوده و تنها برای برانگیختن روحیه شجاعت این سخنان را مطرح کرده باشد، به نظر می رسد این دیدگاه از مبنای نویسنده محترم در جهت علم امام نشات می گیرد.
@ashoora_61