این چند روز که نینی جان به طور رسمی عضو خانواده شده😅، با دخترجان که حالا دیگه از سِمَت تهتغاری بودن عزل شده، داستانها داشتیم.😮💨😂
اولین بار که بچهها نوزاد رو دیدن، همگی جمع شدن دورش و با ذوق بررسیش میکردن.🤓
یکی میگفت: عه پا داره! چقدر پاش کوچولوئه!🦶
یکی میگفت: واااای چشمشو👀
یکی میگفت: مو هم داره!😁
یعنی انگاااااار تا حالا بچه ندیدن!😳🤦🏻♀🤣
از این مرحله که گذشتیم ما موندیم و دخترجان.😬
مگه ول میکرد.🥴 دااااائم میخواست بچه رو بغل کنه خیلیم حق به جانب.🤨
به من میگفت دختر تو نیست، دختر منه! 🙄
خلاصه بعد چند روز، دیگه پدر محترم جهت خلاصی جان مادر و نوزاد، حکم حکومتی دادن که احدی حق نداره بچه بغل کنه!😑☝️
این شد که بالاخره دختر جان هم دید قانون جدیه دیگه کمکم بیخیال شد و براش عادی شد.😮💨
حالا بعد ده روز گاهی بغلش میدیم و اونم به همین اندازه راضی شده خداروشکر.
خلاصه تا میتونید ابهت و اقتدار پدر رو حفظ کنید که خیلی لازمه. 👌😃
#کافه_خاطره🎈
☕️
@cafe_taamol
ツکافه تخصصی تعامل✿