زنگ زدم خونه خواهرم،بچه خواهرم گوشی روبرداشت. گفتم:سلام،بگومامانت صحبت کنه. گفت:نمیشه،داله گلیه می تونه : گفتم:بابات کجاست؟ گفت:دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه. گفتم:داداش حامد کو؟گفت:اونم لفته بیمالستانالو بگلده. .درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم، بلندگفتم:مگه چی شده؟ گفت:من گم شدم. گفتم:مگه الان کجایی؟●_● گفت:زیل تخت.... : : 😐😂 (داستانک‌ونکات‌ناب) http://eitaa.com/joinchat/4259512332C8857967f1b