می فرمایند اگر این ان تقوموا لله در زندگی ما پیاده نشود یعنی کاری که انجام می دهیم برای او نیست، وقتی کار برای او نبود می شود برای غیر او، حالا غیر او ولو خود من باشم. این می شود مرحله ای از شرک و وقتی شرک آمد، قرآن در سوره ی مبارکه ی توبه ایه ی 28 می فرماید : إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ مشرکان پلیدند ! وتا مادامی که انسان در این مرحله ی از شرک به سر می برد به آن طهارت دست پیدا نکرده است. و در واقع ابواب ملکوت بر او بسته است تا وقتی در زمره ی اهل شرک قرار دارد . وقتی اقدام می کنید به اینکه هر کاری برای خدای متعال باشد، یعنی حتی به تعبیر جناب رجب علی خیاط هر نفس کشیدن ما یک امتحان است. که آیا این نفسی که می کشم برای اوست یا برای غیر او ؟ تا چه برسد به بقیه ی کارها. وقتی اینطوری شد که حتی نفَس کشیدن برای او شد، وقتی این اندازه ارتباط نزدیک شد، این نحوه ی ارتباط سبب انس با خدای متعال می شود و محبت می آید. خدای سبحان در حدیث قدسی با تعبیری عجیب می فرماید : بنده ی من ! به حق خودم قسم می خورم که من تو را دوست دارم! و بعد ما را قسم می دهد : به حق من برای خودت به حقی که من دارم، تو هم بیا دوستدار من باش. مثال ساده اش این است که شما می گویید : شما را به جان من! به خاطرمن! ممکن است بگویند: خدای سبحان گفته عبدی ! عبدی یعنی آن کسانی که در زمره ی عباد من واقع شدند نه مطلق عبد! برای اینکه همین شبهه هم از بین برود در حدیث دیگری خطاب آمده است : یابن ادم انی احبک فانت ایضا احببنی ! فرزند آدم من تو را دوست دارم، تو هم مرا دوست داشته باش! یابن آدم، شامل همه می شود حتی کفار. اینجا این دوست داشتن و محبت وقتی می آید که شرک از انسان برود . تا مادامی که انسان در دلش شرک است. یعنی محبت خدا و غیر خدا در دل اوست. محبت به او خالص نیست. او را تنها دوست نداری و در این زمره وارد نشده ای. برای همین فرموده : انما المشرکون النجس. 📚استاد سعادتفر @davat_namaz