مراد رسیدن عبد به طهارت واقعی است،
به مرحله ی ایمان و مومن شدن.
و چون مومن اسمی از اسماء خداوند تبارک و تعالی است این عبد مظهر اسم شریف مومن می شود و تجلیات این اسم بر او نازل می شود
و یک مورد از تجلیات این است که معنای این اسم شریف را پید می کند.
معنای آن حدیث شریف که فرمود:
لا یسعنی ارضی و لا سمائی ولکن یسعنی قلب عبدی المومن، این است که ظرفیت این تجلیات را پیدا می کند.
و برای رسیدن به این مرحله گفتیم باید چهار مرحله را پشت سر بگذارد.
اولین مرحله این بود که :
انسان باید سعی کند ظاهر خود را ظاهر شرعی کند تا ظرفیت پیدا کند و به مرحله ی دوم صعود پیدا کند.
علم فقه متکلف آن است که ظاهر شرعی شود. توضیح المسائل ها برای شرعی شدن ظاهر است.
یک نکته ی مهم که اگر شخص آن را دریابد هرگز حاضر نیست از یک ظاهر شرعی تنزل پیدا کند این است که وقتی انسان ظاهر را شرعی کرد و آن سه مرحله را هم پشت سر گذاشت می شود مومن.
حالا اگر من از همین اول شروع نکردم گویا من به دایره ی ایمان و مومن قدم نگذاشته ام.
نقطه ی مقابل مومن یا ایمان، کفر است.
برای کفر فقط کسی را که منکر وجود خدای متعال است تصور نکنید.
کفر در لغت به معنی پوشاندن است. به کشاورز هم که دانه را زیر خاک قرار میدهد می گویند کفره. یعنی پوشاننده.
حالا می فرمایند : اگر من دستورات شرعیه را نادیده گرفتم یعنی آنها راپوشانده انم و می شود مرحله ای از کفر.
این امور نسبی هستند.
یک مرحله ی کفر این است که شخص می آید و منکر ذات می شود، این مرحله ی اجل و اتم کفر است.
شخص باید این حقیقت را دریابد که اگر من ظاهر را کنار گذاشتم به همان اندازه که از درجه ی ایمان پایین آمدم، درجه ی کفرم بالا رفته و من در این زمره قرار گرفته ام.
و باطن کفر ظلمت است.
پوشاندن حق است و حق نور است.
خداوند بر خود اطلاق حق فرموده است. هو الحق، پس آنچه از ذات اقدس حق صادر می شود حق است و نور.
اگر من آن را پوشاندم یعنی حق را پوشاندم، نور را پوشاندم، وقتی نور را می پوشانم یعنی ظلمت.
نکته : گاهی عده ای هستند و ظاهر را به ظاهر شرع آراسته می کنند، اینها ظرفیت ورود به مرحله ی دوم را پیدا کرده اند، اما ممکن است در مرحله ی دوم زمین بخورند !
📚استاد سعادتفر
#پنجشنبه
#طهارت
#جلسه-47
@davat_namaz