🍂 دعای مخفیانه احمد چلداوی با جعفر رجبی، فرمانده یکی از گروهان‌های گردان ۱۴۴ لشکر ۲۱ حمزه که مسئول آسایشگاه بود هماهنگ کرده بودیم و شب‌های چهارشنبه و جمعه، مخفیانه و دور از چشم نگهبان‌ها دعای توسل و کمیل می‌خواندیم. بچه‌ها در گروه‌های چند نفری چند گوشه آسایشگاه جمع می‌شدند و برای رد گم کردن، بعضی از بچه‌ها وسط آنها دراز می‌کشیدند و درازکش دعا می‌خواندند و بعضی‌ها پشت به قبله در بین جمع دعا می‌خواندند. فقط می‌ماند صدای دعاخوان که باید به گوش همه می‌رسید که صدای او را در میان صدای بلند تلویزیون گم می‌کردیم. افرادی که دعای کمیل را از حفظ بودند زیاد نبودند؛ به همین خاطر تجمع اسرا برای دعای کمیل بیشتر بود و احتمال لو رفتن هم زیادتر می‌شد. ولی برای دعای توسل بخاطر اینکه تعداد بیشتری این دعا را حفظ بودند، حساسیت کمتری ایجاد می‌کرد و راحت تر می‌توانستیم توسل بخوانیم. 🔹 آزاده تکریت ۱۱ ─┅═༅𖣔○𖣔༅═┅─ @defae_moghadas 👈لینک عضویت ◇◇ حماسه جنوب ◇◇ 🍂