🍂 همراه با قصه‌گو ۶ رضا رهگذر از کتاب: سفر به جنوب ✾࿐༅◉༅࿐✾ 🔸 ادامه پرسش و پاسخ با نوجوان بسیجی - چرا این همه این همه به جبهه می‌آیی؟ حس می‌کنم پاسخ دادن به این سؤال برایش مشکل است. نه اینکه پیدا کردن جواب سخت باشد؛ بر زبان آوردنش آزارش می‌دهد. این را از حرکتی که درجا، به سر و دست و بدنش می‌دهد می فهمم. عاقبت، وقتی ما را منتظر جواب می‌بیند از سر اجبار می گوید: هر کس هدفی دارد. ان شاء... هدف من هم از این کار رضای خداست. - دفعه های قبل هم به عنوان امدادگر هلال احمر می آمدی؟ - نه! به عنوان بسیجی رزمنده. کم حرف است. شاید حداقل در این مورد زیاد مایل نیست حرف بزند. هر جمله را به زور از دهانش بیرون می کشم. راستی که این بچه های بسیجی چقدر پاک و صادق اند؛ چقدر بی ریا هستند. بزرگترین کارها را دارند می کنند اما حاضر نیستند یک کلمه درباره آن حرف بزنند. اصلا کار خودشان را «کار» به حساب نمی آورند و این بزرگترین مشکل من در این مصاحبه هاست. مدتها باید بالا و پایین و این طرف و آن طرف بیرم تا راجع به کارهایشان، یک جمله از دهانشان بیرون بکشم. خدا حفظشان کند! خدا این صفت خوب آنها را به همه ما ببخشد... - حتماً اهل مطالعه و خواندن کتاب هستی. - بله. - بهترین کتابی که خوانده ای چیست؟ داستان راستان از استاد مطهری و قلب سلیم از شهید دستغیب. خوب بهتر است برویم سراغ نفر بعدی. بعد، اگر سؤال تازه ای پیش آمد، با شما مطرح می‌کنیم. و می روم سراغ سومین نفر.        ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑🍃๑🌸๑🍃๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ @defae_moghadas  👈عضو شوید            ◇◇ حماسه جنوب ◇◇ 🍂