🍂
ایها الکافرون، مای مای | 2⃣
عسگر قاسمی
┄═❁❁═┄
🔻 ...او زیاد اصرار میکرد و ما را به خون شهدا قسم میداد که مبادا اطلاعاتی در اختیار دشمن قرار دهیم.
سید یدالله حسینی که خون زیادی از او رفته بود خیلی تشنه بود و آب میخواست و صدا میزد آب میخواهم تشنهام,:
«ایها العراقیون، آب آب!
ایها الکافرون، مای مای!»
🔻اما کسی توجه نمیکرد و عبور میکردند در یک لحظه متوجه شدم یک سرباز عراقی از دور به ما نزدیک میشود و در حال ناسزا گفتن است. همینطور که به ما نزدیک میشد و ناسزا میگفت بالای سر ما رسید. چهرهای بسیار زشت و کریه داشت. او قصد کشتن همه ما را در سر داشت و اسلحه خود را به طرف ما نشانه گرفت.
🔻 اولین نفری را که هدف قرار داده بود من بودم. درست بالای سرم ایستاده بود. فاصلهام با او کمتر از نیم متر بود، خدا میداند که هیچ احساس ترسی نداشتیم و مطمئن بودم که اولین تیری که شلیک میکند به پیشانی من اصابت خواهد کرد. در آن زمان خداوند یک صبر و حوصله عجیب داده بود، نمیدانم در حال ذکر گفتن یا در حال خواندن اشهد خود بودم، ولی میدانم که اصلاً فکر ترس و کشته شدن در ذهن من نبود. سرباز عراقی شلیک کرد اما فشنگ او تمام شده بود. با عصبانیت تمام خشاب خود را خارج و محکم به زمین کوبید و خشاب دوم را بر روی اسلحه گذاشت و مجدداً مسلح کرد.
🔻 در همین هنگام جیپ فرماندهی آنها به آنجا رسید و از همان جا صدا زدند که دست نگهدار و شلیک نکن. فرمانده آنها با یک نفر دیگر خود را به ما رساند و آن سرباز را از ما دور کردند. نگاهی به ما کرد دید که من فقط دستم مجروح و آقای محسن خورشیدی هم دچار موج گرفتگی است. به ما اشاره کردند، بلند شده و سوار خودرو شوید. وقتی ما سوار شدیم آنها تیر خلاص را به آن دو نفر عزیزمان شلیک نمودند و همکلاسیم، شهید سید یدالله حسینی در آنجا به شهادت رسید.
🔻این موضوع تمام شد و ما را به بصره، بعد به بغداد و از آنجا به تکریت ۱۱ بردند، بعد از ۴ سال اسارت که خانوادههای ما هیچ اطلاعی نداشتند که زندهایم یا نه! خداوند نعمت آزادی را دوباره به ما داد. چند روز بعداز آمدنم، به مرکز تربیت معلم شهید مطهری مراجعه کردم. در آنجا با دیدن عکسهای شهدا و همچنین مفقودالاثرها خیلی از دوستان را زیارت کردم از جمله شهید یدالله حسینی! وقتی سوال کردم متوجه شدم که بعد از عملیات کربلای ۵ پیکر مطهر این شهدا به وطن بازگشته است.
🔻دلم کشید با خانواده شهید دیدار داشته باشم...
┄═❁๑🍃๑🌺๑🍃๑❁═┄
#خاطرات_آزادگان
کانال خاطرات رزمندگان دفاع مقدس
@defae_moghadas 👈لینک عضویت
✧✧ ܭߊࡅ߭ߊܠܙ حܩߊܢܚܘ ܥܼࡅ߭ࡐܢߺ ✧✧
🍂