گزارش به خاک هویزه ۴۷ خاطرات یونس شریفی قاسم یاحسینی ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ 🔸 در کمتر از ۲۴ ساعت حسین علم الهدی همه کارها را سر و سامان داد. ایشان آقا حسن قدوسی را به تهران فرستاده بود تا با سید احمد خمینی فرزند امام هماهنگی های لازم را انجام دهد. جالب آنکه ما نمی دانستیم حسن آقا پدرش دادستان کل کشور است. چندین دستگاه اتوبوس از استانداری تهیه شد و عشایر عرب و روستاییان ناحیه مرزی را سوار اتوبوس کردیم و به اهواز بردیم. مردم با لهجه عربی شعار می‌دادند و از امام و انقلاب حمایت می کردند. ما حدود هزار نفر می خواستیم به تهران ببریم اما دو هزار نفر جمعیت، و همه هم اصرار داشتند که خدمت حضرت امام برسند. ناچار شدیم همه دو هزار نفر را با خودمان به تهران ببریم. شب را در حسینیه اعظم اهواز ماندیم و فردا صبح از ایستگاه کارون اهواز سوار قطار شدیم و به مقصد تهران حرکت کردیم. عده زیادی از شیوخ عرب و رهبران قبایل و طوایف هویزه‌ای همراهان بودند. طوایفی چون طرفی ها، سواری ها، بوعذارها شریفی‌ها ، هویزه ها، کوتی ها، جرفی‌ها، ساکی‌ها، نیسی ها و خلاصه همه قبایل و طوایف دیگر شیوخ و بزرگان همه این طوایف آمده بودند. عده زیادی از مردم عرب منطقه آمده بودند. حسین کوپه به کوپه و واگن به واگن به مردم و شیوخ سر می‌زد و با آنها صحبت می کرد و به آنها دلگرمی می داد. آنها نیز وفاداریشان را به امام و انقلاب اعلام می‌کردند و از حسین که زمینه دیدارشان را با سید و مرجع تقلید آنها فراهم کرده بود تشکر و قدردانی می‌کردند. در تهران از قطار پیاده شدیم بعد از آن به مهدیه تهران رفتیم. فردای آن روز کل جمعیت را به جماران بردیم تا امام را زیارت کنند. همه ما حال غریبی داشتیم و به جزء سید حسین و دو، سه نفر از بچه های غیر بومی دیگر، تا آن روز هیچ کدام از ما از نزدیک حضرت امام خمینی را زیارت نکرده بودیم. من حال غریبی داشتم. هم می ترسیدم و دلهره داشتم که دیدار خوب صورت نگیرد و هم دلم می خواست هر چه زودتر سربالایی جماران را طی کنیم و به بیت امام برسیم. عشاير يزله و هلهله می‌کردند. در همین دیدار بود که یک مداح به نام صادق آهنگران نوحه ای خواند و مردم عرب سینه زدند. جرقه شهرت برادر آهنگران از همین دیدار زده شد و بعدها نام آهنگران و نوحه او مصادف شد با جنگ و رزمنده‌ها. این را خود برادر آهنگران هم معترف است و چند جا این خاطره را نقل کرده است. قبل از این یک بار آهنگران را برای خواندن دعای کمیل به هویزه آورده بودیم من از قبل او را می‌شناختم. اما در همین دیدار بود که صادق گل کرد و به «آهنگران» مشهور شد و همه او را شناختند. طوری که رادیوی رژیم عراق به او لقب "بلبل خمینی" داد. صادق آهنگران قبل از آنکه امام تشریف بیاورند برای مردم نوحه خواند. بعد از آن سید عبدالحسین موسوی به نمایندگی از عشایر منطقه سخنرانی کرد و وفاداری کامل و همه جانبه عشایر غرب منطقه نسبت به امام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را اعلام کرد. یادم هست بعد از آن آقای فخری (پدر فخری نوخـه خـوان معروف) آمد و یک نوحه عربی خواند. بعد از آن حضرت امام آمدند. وقتی ایشان را دیدم از شوق و هیجان احساس کردم همه موهای بدنم سیخ شده است. چنان از خود بیخود شدم که از گریه همه صورتم تر شد. عشایر عرب چنان هلهله ای سر دادند که برای خودم هم عجیب بود. مردم شور و حال خاصی داشتند و به امام خمینی ادای احترام کردند. نهایت محبت یک عرب دشت آزادگانی چنین حرکتی بود. این دیدار تاریخی فکر می‌کنم در روز هفتم دی ماه ۱۳۵۹ انجام شد. ‌‌‍‌‎‌┄═❁๑🍃๑🌺๑🍃๑❁═‌‌‍‌‎‌‌‌‍‌‎‌┄ کانال رزمندگان دفاع مقدس @defae_moghadas 👈لینک عضویت ✧✧ ܭߊ‌ࡅ߭ߊ‌ܠܙ حܩߊ‌ܢܚܘ ܥܼࡅ߭ࡐ‌ܢ‌ߺ ✧✧ 🍂