♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤
♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤
♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤♡♤
♤♡♤♡♤♡♤♡♤
♡♤♡♧♡♧
♤♡♤
♤
#ࢪݦٵن ٵכݦ ۅ حۅٵ📓
#ٵݦێࢪ مھد - ݦٵࢪٵݪ🎎
#ݐٵࢪٺ ۲۶۰↯↻
رضوان - از اون سخت تر ادامه دادن زندگی در شرایط بده ، تو جنگ و جدله . مطمئن باش اونی که ازدواج باهاش به صلاحت باشه بالاخره عاشقت می کنه . من - کی ؟ بعد از اینکه شب تو بغلش با یاد عشقت خوابیدی ؟ شماتت بار نگاهم کرد . رضوان - اگر به خدا اعتماد کنی خودش کارها رو درست می کنه و قبل از همین اتفاقی که می گی ، مهر شوهرت و به دلت می ندازه . نگاهش کردم . رضوان - بهش اعتماد کن . من - بهش اعتماد دارم ، به خصوص با این اتفاق هایی که تو این چند ماه اخیر افتاده . رضوان – أفرين . پس از بهترین رو طلب کن و راضی باش به رضای خودش . سری تکون دادم . بازم راست می گفت : مگه کار دیگه ای از دستم بر می اومد ؟ چندمین بار بود که می خواستم بهش اطمینان کنم و دلم می خواست مثل همیشه به بهترین وجه بهم جواب بده ؟ در یک تصمیم آنی ، رفتم مهری برداشتم و دو رکعت نماز حاجت خوندم و بعد ازش بهترین رو طلب کردم . و در آخر دعأم با حسرت گفتم " کاش امیر مهدی اون بهترین تو برای من بود .. کاش سرنوشت من و امیر مهدی برای ازدواج هم به هم گره می خورد . " با اینکه دلم ساز مخالف می زد ، با اینکه می دونستم به این راحتی نمی امیر مهدی رو فراموش کنم ، ولی زیر لب چند بار گفتم " راضیم به رضای خودت " * 1 * صبح ، مامان گفته بود روزه گرفن فقط امساک از خوردن نیست . باید همه ی وجودت روزه باشه و باید حواست به دستورهای خدا باشه و ازشون اطاعت کنی . پس تو جلسه می خواستگاریت باید حجاب داشته باشی شال طوسی روشنی روی سرم انداختم . و رو به روی اینه ایستادم تا طوری روی سرم درستش کنم که موهام معلوم نباشه . از اون کارای سخت بود تحمل شال برای چند ساعت اونم توی خونه . ولی خوب دلم نمی خواست وقتی دارم اون همه ساعت گرسنگی و تشنگی رو تحمل می کنیم روزه م مورد داشته باشه...
#ٵכٵݦھ כٵࢪھ ....🖋
#حٺݦٵ ݕڂۅن ݕٵنۅ🖇
#ݐێݜنھٵכ ۅێڙہ ٵسٺٵכ ✌️😁
ڪݐێ؟!نھ ڄٵنݦ:)
پآࢪت اولمونھ↯↻
[
https://eitaa.com/dogtaranbehsti/13707 ]
〖🌸•
@dogtaranbehsti🍭〗
❥ . . 🌱כڂـ🌸ـٺـࢪٵن ݕـ🍓ـــہـــ🍬ـݜٺێ
♢
♧♢♧
♢♧♢♧♢♧
♧♢♧♢♧♢♧♢♧
♢♧♢♧♢♧♢♧♢♧♢♧
♧♢♧♢♧♧♢♧♢♧♢♧♢♧♢
♢♧♢♧♢♧♢♧♢♧♢♧♧♢♧♢♧♢
♧♢♧♢♧♢♧♢♧♢♧♧♢♧♢♧♧♢♧♢