🌸نکته تفسیری صفحه ۵۴۹ قرآن کریم 🌸   با دشمن خدا و دشمن خودتان دوستی نکنید: «حاطب»، نامه را خواند و در فکر فرو رفت که باید چه کار کند. نامه از خانواده­ اش بود. حاطب به فرمان پیامبر صلوات الله علیه از مکّه به مدینه هجرت کرده بود؛ ولی نتوانسته بود خانواده­ اش را نیز با خود بیاورد؛ از این رو پیوسته دل­ نگران آنان بود و می­ ترسید که کافران قریش به آن­ها صدمه رسانده باشند. خانواده­ اش در نامه از او پرسیده بودند که آیا پیامبر صلوات الله علیه قصد جنگ با مشرکان قریش را دارد یا نه. حاطب که می­ دانست کافران از خانواده­ اش خواسته­ اند که برای او نامه بنویسند، نمی­ دانست باید چه کند؛ آیا آنان را از تصمیم پیامبر صلوات الله علیه باخبر کند یا چیزی نگوید؟ امّا سرانجام تصمیم اشتباهش را گرفت و در نامه­ ای، خانواده­ اش را از تصمیم پیامبر برای جنگ آگاه کرد. او نامه را به زنی به نام «صفیه» داد و آن زن نیز نامه را در میان گیسوانش گذاشت و به سوی مکّه حرکت کرد. در این هنگام، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و او را از این اتفاق باخبر کرد. پیامبر‹، امام علی علیه السلام و زبیر را در پی او فرستاد. آن­ها به او رسیدند. امیر مؤمنان به او فرمود: نامه کجاست؟ زن گفت: چیزی با من نیست. آن­ها از زن پرس­و­جو کردند؛ ولی چیزی نیافتند. زبیر، نومیدانه گفت: ظاهراً چیزی همراهش نیست. امام علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، پیامبر به ما دروغ نگفته و بر جبرئیل دروغ نبسته، و جبرئیل هم به خدا دروغ نبسته است. به خدا قسم، یا نامه را نشان می­دهی، یا سرت را برای پیامبر برمی­ گردانم. زن گفت: از من دور شوید تا آن را در آورم. سپس نامه را از میان گیسوانش درآورد. امیر مؤمنان آن را گرفت و برای پیامبر آورد. پیامبر حاطب را احضار کرد و از او در باره‏ ی نامه پرس­و­جو کرد. حاطب با شرمساری پاسخ داد: ای پیامبر، به خدا سوگند، من دورویی نکرده­ ام و دین و پیمانم را تغییر نداده­ ام. من به یگانگی خدا و پیامبری تو گواهی می­ دهم؛ ولی خانواده­ ام به من نامه نوشتند که قریش با آنان خوش­رفتاری کرده و من هم خواستم با این نامه، خوش­رفتاری آنان را جبران کرده باشم. در این هنگام، این آیات نازل شد و مسلمانان را از هر نوع ارتباط دوستانه با دشمنان خدا و پیامبر بازداشت و سه نکته‏ ی مهم را به یاد ایشان آورد: ۱ـ دوستی با دشمنان خدا، با ایمانِ به او و جهاد و کسب خشنودی­ اش سازگار نیست و نوعی انحراف از راه راست الهی به شمار می­ آید. ۲ـ دشمنان خدا اگر هم در ظاهر با شما نرمی نشان دهند، در دل از شما تنفّر دارند، و اگر به شما دست یابند، از هیچ نوع آزار زبانی و جسمی کم نمی­ گذارند. ۳ـ به سبب علاقه به بستگان و فرزندان نباید با دشمنان خدا دوستی کرد و دستورهای او را زیر پا گذاشت؛ زیرا نسبت­های خویشاوندی و خانوادگی، تنها تا پایان عمر پابرجا هستند و در روز قیامت از کار می­ افتند. بنابراین، مهم­ترین انگیزه‏ ی رفتار انسان باید توجّه به رضایت و خشنودی خدا باشد؛ نه رضایت و خشنودی خانواده و بستگان.[۱] [1] - در نگارش این متن از تفسیر نمونه، ذیل آیات مورد بحث استفاده شده است. 🏴