نور چشم پیمبری حمزه
چه قدَر مثل حیدری حمزه
اسدالله دیگری حمزه
به خداوند، محشری حمزه
ای مُلقّب به سیّدالشهدا
حامی مُخلص رسول خدا
هم عمو هم برادرش بودی
همه جا یار و یاورش بودی
تو علمدار لشکرش بودی
جنگجوی دلاورش بودی
تا نظر بر سپاه می کردی
روزشان را سیاه می کردی
بین لشکر وجود تو لازم
بین میدان، حریف تو نادم
افتخار قبیله ی هاشم
می نویسم برای تو دائم
می نویسم کمال داری تو
مثل جعفر دو بال داری تو
بی سبب نیست این که "سرداری"
به علی رفته ای جگر داری
وقت حمله به سینه پر داری
همه دیدند که هنر داری
با دو شمشیر حمله می کردی
وَ دمار از همه در آوردی
مرحبا بر تو ای عموی رسول
که چنین شد سفید، روی رسول
با تو محفوظ چار سوی رسول
کم نگردید با تو موی رسول
کاش حمزه مدینه هم بودی
دور بیت الحزینه هم بودی
#حضرت_حمزه_علیه_السلام
🩸کاش حمزه بود در آن کوچهٔ پُر واهمه
تا نمیزد «دوّمی» سیلی به روی فاطمه...
➖ امیرالمومنین علیهالسلام به هنگام غصب خلافت توسط اصحاب سقیفه و جسارت آنان، فرمود:
📋 وَا حَمزَتَاهُ! وَلَا حَمزَةَ لِيَ اليَومَ
▪️ای حمزه کجایی که حال ما را ببینی! آه که امروز حمزهای برای من نيست!
📚 شرح نهجالبلاغه،ابن ابیالحدید، ج۱۱ ص۱۱۲
➖ إمام باقر علیهالسلام نیز در روایتی فرمودند:
📋 أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ حَمْزَةَ وَ جَعْفَراً کَانَا بِحَضْرَتِهِمَا مَا وَصَلَا إِلَیْهِ وَ لَوْ کَانَا شَاهِدَیْهِمَا لَأَتْلَفَا نَفْسَیْهِمَا
▪️اما به خدا قسم، اگر حمزه و جعفر در ماجرای غصب خلافت حاضر بودند، آن دو نفر [ابوبکر و عمر] هرگز به آن چه که به آن دست یافتند، نمیرسیدند، حتی اگر میدیدند (آن دو نفر چه کردند) از جان خویش گذشته و آنان را به قتل میرساندند.
📚الکافی، ج۸ ص۱۹۰
زمزمه:
#حضرت_حمزه
فرموده اند:یه عبا پیغمبر رو بدن حمزه انداخت؛خوب شد یه عبا بود بندازه روی بدن......این عبا خیلی قصه ها داره...خیلی روضه ها داره..... همه از مدینه میرن کربلا امشب بیا از کربلا برو مدینه...... چی میخوام بگم؟میخوام بگم عبا خرج بدن حمزه شد...عبا بدنو پوشوند؛نذاشت صفیه این بدنو ببینه......
(نکته: میشه اینجوری هم ادامه ش داد:کربلام چند جا این عبا به کار برده شد.یکی برای علی اکبر.یکی هم برای شیرخواره.....)
یه جا دیگه هم عبا تو روضه آمده...از کربلا میبرمت مدینه...علامه طباطبایی میگه:علی آمد پشت در...دید زهراش رو زمین افتاده...دید زهرا افتاده...مادر از هوش رفته...دیدند علی عباشو رو زهرا کشید...
زمزمه:
عمو اگه بودی، دیگه خونهمون بین شعله نمیسوخت
عمو اگه بودی، کسی خیره چشمش رو به من نمیدوخت
عمو تو نبودی
دلم رو سوزوندن با دستای بسته علی رو کشوندن
چقدر داد زدم که مگه دین ندارید
علی زندگیمه علی رو بیارید
عموجان کجایی؟ ۴
میسازم یه تسبیح با خاک مزارت که آروم بگیرم
برای این که آسون بگم یا علی تا شبی که بمیرم
که آروم بگیرم
عمو حرمتم رو شکستندهمین ها
همین ها که دیدند منو بی تو تنها
علی بعد زهرا نداره پناهی
میگه غصه هاشو میون یه چاهی ۲
عموجان کجایی؟ ۴
همیشه عموها برا بچه های برادر پناهند
همیشه عموها مثل کوه محکم همه تکیه گاهند همیشه پناهند
عمو حمزه ی من نداره عزادار
میشن عاشقای حسینم براش یار
تن پاره پاره ش جلوی چشامه
هنوزم پر از اشک نگاه بابامه
.
همیشه عمو ها برا بچه های برادر میمیرن
مبادا ببینن که تو تشنگی بی قرار و اسیرن
مبادا ببینن
کسی مثل عباس ندیده عمویی
عجب غیرتی داشت عجب آبرویی
عمو جان اباالفضل پناه حرم بود
توی تشنگی تکیه گاه حرم بود ۲
..
اباالفضل کجایی ببینی حسین روی خاکای صحرا ست
اباالفضل کجایی ببینی سرش روی زانوی زهراست
ابالفضل کجایی
کجایی ببینی حرم شعله ور شد
خیام حسینت همه در به در شد
کجایی ببینی حرم غرق دود شد
چقدر صورت هایی که زخم و کبود شد
عموجان کجایی
عموجان کجایی ۴
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها