. سلام اللّه علیها جز گریه برایِ زخمِ تو نیست دوایی اُمُّ‌الشُهدایی استادِ زبردستِ علومِ کربلایی اُمُّ‌الشُهدایی یعقوب هم اندازه‌یِ تو گریه نکرده این اشک نبردِ .... طاغوتِ زمان باشد و بانویِ ولایی اُمُّ‌الشُهدایی تو اُمِّ ادب اُمِّ حیا اُمِّ بنینی بی‌تاب و حزینی بیچاره‌یِ خشکیِ لبِ فاطمه‌هایی اُمُّ‌الشُهدایی مانندِ تو وَاللّه نداریم و نبوده شد کلِّ وجودِ ..... بانویِ علی نذرِ ولی وقفِ خدایی اُمُّ‌الشُهدایی اِی آهِ مدامِ سحر و شامِ مدینه از رویِ سکینه شرمنده نباشی که شما مهدِ وفایی اُمُّ‌الشُهدایی از روزِ اَزل تا اَبدُالدّهر یگانه اُلگویِ زمانه تو مونس و غمخوارِ علیِ مرتضایی اُمُّ‌الشُهدایی بر سینه زدی روضه‌یِ ارباب بگیری بی‌تابِ اسیری بیچاره‌یِ آهِ حرم و شامِ بلایی اُمُّ‌الشُهدایی تو چشم‌به‌راهِ سحرِ روزِ تقاصی دلداده‌یِ یاسی‌‌‌ بر سینه زدی زار زدی مهدی کجایی ؟! اُمُّ‌الشُهدایی ✍ .