📌 شعله فروزان
❇️ نواب نشسته بود. هم اکنون آن صحنه با تمام جزئیاتش را به یاد دارم. نواب بر جایی ایستاده که بر ایوان و حیاط مدرسه اشراف داشت. من در برابر او و جلوی پایش نشسته بودم و مجذوب یکایک کلمات و حرکات او شدم.
❇️ به یاد دارم طلاب را وعظ می کرد و از آنها می خواست به ورع و تقوا پایبند باشند. هنوز این صدا در گوشم طنین انداز است که میخوانند: «یَابْن َآدَمَ! أكْثِرْ مِنَ الزّادِ، فَإِنَّ الطَّریقَ بَعیدٌ بَعیدٌ. وَجَدِّدِ السَّفیْنَةَ، فَإِنَّ الْبَحْرَ عَمیقٌ عمیقٌ.» ای آدمیزاد توشه بیندوز که راه دوراست دور کشتی از نوبساز که دریا ژرفناک است ژرفناک.
📝 خون دلی که لعل شد (5)، صفحه 53-54
#پاراکتاب
🆔
@farhang_puya