عبدالمطلب اول، سيدي جليل‌القدر، عظيم‌الشأن، مؤدب، شاعر، داراي خط خوش و داراي خانه‌اي بزرگ و مجلل در كوفه بود. وي در شعبان سال 706ه‍ .ق، وفات يافت. فرزندش، ابونصر ابراهيم جلال‌الدين، نقيب النقباء عراق بود و مادرش عزّ النساء، دختر سيد بهاءالدين داوود، دخترعمويش بود كه از وي، يك فرزند به نام عبدالمطلب دوم آورد كه نقابت سادات مشهد غروي و نيز كوفه را برعهده داشت. او مدتي به خراسان رفت و سپس در سبزوار ساكن شد.[27] سيد عبدالرزاق كمّونه، ابوالقاسم علي بن عبدالمطلب دوم را سيدي متأدب، شاعري عالي‌مقام و نقيب نجف اشرف مي‌داند كه نظارت بر كوفه را عهده‌دار بود. مي‌گويند كه وي در سال 584ه‍ .ق، متولد شده است.[28] با اين حال، درباره اينكه اين قبر متعلق به فرزندان وي باشد، به‌جز دكتر عباس كاظم، نويسنده ديگري، چيزي ننوشته است. 61. مزار سيد ابراهيم الغَمر حسني اين زيارتگاه باشكوه در شمال مرقد ميثم تمار، كنار جاده‌اي كه به طرف كوفه از نجف اشرف عبور مي‌كند، در محله «كنده»، واقع شده است. در اواخر قرن دوازدهم هجري، هنگامي كه عده‌اي براي كشف سنگ‌هاي باستاني كوفه، اطراف منطقه حي كنده را خاكبرداري مي‌كردند، سنگ بزرگي يافتند كه نام ابراهيم غمر، بر آن ثبت شده بود. گزارش، به مرحوم آيت‌الله سيد محمدمهدي بحرالعلوم طباطبايي رسيد. ايشان پس از تأييد صحت انتساب قبر به ابراهيم غَمر، دستور ساخت بارگاهي بر قبر را داد.[29] (تصوير شماره 110) پس از مدتي از ساخت آرامگاه، مرجع بزرگ و مجاهد، سيد محسن طباطبايي حكيم، دستور داد تا صحن بزرگي را اطراف آرامگاه بسازند.[30] همچنين در سال 1994م، اداره اوقاف نجف اشرف، به تعمير بنا اقدام كرد.[31] ساختمان بقعه كه بنايي مستطيل شكل است، داراي ايواني با چهار ستون دوتايي، به ابعاد 2×6 و به ارتفاع هشت متر دارد كه سراسر آن، با كاشي‌هاي فيروزه‌اي، تزيين گشته است و آيات قرآن و زيارتنامه امامزاده ابراهيم و زندگي‌نامه آن را نيز دربر دارد. پس از عبور از اين فضا، به شبستان اصلي مي‌رسيم كه در انتهاي آن، مرقد امامزاده ابراهيم واقع شده است كه ضريحي آهني از مرقد حفاظت مي‌كند. بر فراز بقعه، گنبدي به شكل كلاه‌خودي بزرگ، به قطر هشت متر و ارتفاع بيش از پانزده متر، قرار دارد كه در ساقه آن، پنجره‌هايي براي نورگيري، طراحي شده است. نماي خارجي گنبد، با كاشي‌كاري‌هاي فيروزه‌اي، تزيين شده و نماي داخلي آن، گچ‌اندود است. صحن زيارتگاه، كاشي‌كاري و دورتادور آن حصار كشيده شده و با كاشي تزيين گشته است. سيد ابراهيم غَمر، فرزند حسن مثنّي، فرزند امام حسن مجتبي(عليه السلام) است.[32] مادر گرامي‌اش، فاطمه دختر امام حسين(عليه السلام) مي‌باشد.[33] او سيدي بزرگوار، جليل‌القدر، شريف و بخشنده بود.[34] كنيه‌هاي او، ابواسماعيل[35]، ابوالحسن[36] و ابواسحاق[37] بود و از راويان حديث، به شمار مي‌آمد.[38] مي‌گويند كه وي، در سال 145 يا 147 يا 149ه‍ .ق، در سن 67 سالگي، در زندان منصور به شهادت رسيد[39] كه در اين صورت، او در سال 78 يا 79 يا 81ه‍ .ق، به دنيا آمده است.[40] ابراهيم غمر از منظر علماي رجال و انساب ابراهيم، از بزرگان حديث و از راويان مشهور ميان علويان است.[41] از او، با عنوان عالمي از عالمان آل محمد و بزرگي از بزرگان هاشمي، ياد مي‌كنند.[42] او از پدرش[43] و نيز از فاطمه بنت الحسين(عليه السلام)[44]، روايت نقل مي‌كرد و فضيل بن مرزوق[45] و ابوعقيل يحيي بن متوكل[46] نيز از او، روايت نقل كرده‌اند. ابن‌حجر، حديث رد شمس براي علي(عليه السلام) را از فضيل بن مرزوق، از ابراهيم غمر روايت كرده[47] و شيخ صدوق= نيز در مشيخه‌اش، از طريق اسماء بنت عميس، از فاطمه بنت حسين(عليه السلام)، از ابراهيم غمر، به روايت مذكور، اشاره داشته است.[48] شيخ طوسي، روايت چهار خصال مؤمن را از او نقل نموده[49] و شجري، روايت نحوه تعزي و نيز تهنيت رسول خدا9 را از طريق او، روايت كرده است.[50] ابن ابي‌الحديد، ابراهيم غمر را بزرگ خاندانش و شبيه‌ترين اهل زمانش به رسول خدا9 مي‌داند.[51] «ضامن بن شدقم حسيني»، از او به شايستگي ياد كرده و در مدح او، مبالغه كرده و گفته است: وكان سيداً جليل‌القدر، رفيع المنزلة، عظيم الشأن، جمّ المحاسن والفضائل، حسن الاخلاق والشمائل، زكي الاعراق، عديم المماثل، ذا عفّة وصيانة وديانة...ذا فصاحة وبلاغة وكمال ادب وبراعة ومروّة وشهامة وفرسة وشجاعة وكان معزّزاً مكرّماً عند ابي‌السفاح.[52] القاب ابراهيم: سيد ابراهيم بن حسن مثنّي به لقب‌هايي مشهور است كه او را از سادات علوي ديگر متمايز نموده است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم: