شیروانیِ قرمزِ او
ز احوالات 1403/4/27 روزی که بد شروع شد و قشنگ ادامه پیدا کرد _نازی میای پیشم؟ +یکساعت دیگه اونجام م
ز احوالات 1403/4/28 نمیدونم چرا ذهنم پروانه ی ابی و نارنجی بود امروز نقاشی کشیدم به خودم اومدم دیدم دارم پروانه میکشم متن نوشتم دیدم پروانه توش داره پرواز میکنه شونه بالا انداختن * آرامشی که نقاشی کشیدم و نوشتن داره>>> روزی بود که تنهایی بلند بلند خندیدم:))) خوب بود درکل*