آن گوشوارِ شاهدان، هم‌صحبتِ عارض شده؛ آن گوش و عارض بایدت؛ دُردانه شو، دُردانه شو. چون جانِ تو شُد در هوا، ز افسانه‌یِ شیرین ما، فانی شو و چون عاشقان افسانه شو؛ افسانه شو.