ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به نام خدا اے خـدا منتظــر زمزمه‌ے «یا رب» تو وے اجابت شده مجذوب دعاے شب تو خانه‌ے خشت وگلت کعبه‌ے عرش الرحمان از ازل تا بــه ابـد دور سـرت گشـته زمان چـــادر عصمتت از پـــرده‌ے اسرار قِدَم زده بـــر پیـــرهنت دســت توســـل آدم دختــر ختــم رســل مادر پیغمبــرها سایـه‌ات روز ازل بــر ســر پیغمبــرها مهــر تــو داد گِل حضـــرت آدم را روح نام تو روز ازل حڪ شده بر کشتے نوح پله‌ے تخـت تـو پیشــانے عرش ازلی‌ست تو فقط کفو علے هستے و کفو تو علے ست قنبــر درگــه تــو رتـبه‌ے آدم دارد فضه‌ات معجزه‌ے حضرت مریم دارد اے خدا گفته سلام و صلواتت هر دم کیستـے تو که پــدر گفت فدایت گردم؟ اولین مطلع حسن ازلے کیست؟ - تویی رکن ارکان علے و، رکن علے کیست؟- تویی هرچـــه گفتیـــم و نگفتیم از آن اولایی تو همان فاطمه‌اے فاطمه‌ے زهــرایی چــار بانــــوے بهشــتند ارادتمندت هشــت تن حامل عرش ازلے پابندت دست تو دســت خداوند تعالاست مگر که بر آن خم شده و بوسه زده پیغمبر؟ روح گهواره‌ے فرزند تو را جنـــباند آسمان گردد و دستــاس تو را گرداند چهره بر خاڪ سر کوے تو آورده نیاز کــرده پـــرواز به هنگــام نماز تو نماز خلق ناگشته، در آغوش خدا بودے تو نه خــدا، نه ز خداوند جدا بودے تو ســرور عالــم بر همسـریَت فخـر کند پــدرت احمـــد بر مادریَت فخــر کند تو همان سیب بهشتے که خداوندِ وَدود شب معراج به پیغمبر خود هدیه نمود چه به خلق وچه به خوے وچه به خلق وچه سرشت تو بهشتے تو بهشتے تو بهشتے تو بهشت در صــف حشــر تو امید گنهــکارانی دوزخ و نار به فرمان تــو، تو سلطانی حکم، حکم تو و فرمان تو فرمان خداست عفو، عفو تو و غفران تو غفران خداست این ندا می‌رســد از جــانب ذاتِ الله فاطمه حاجت خود را ز خداوند بخواه تو بگــو تا کــه ببندیــم در دوزخ را تو بگــو تا کــه کنم گل شرر دوزخ را تو بگو تا که عذاب از همگان برداریم دوزخے ها را در گلـشن فردوس آریم من خدایم ولے امروز خدایے با توست حکم آغاز ز تـو حکم نهایــے با توست تو بگو دشمنتان را به سوے نار کشم تو بخــواه از مـن تا ناز گهنکار کشم تو بگو تا همگان را به حسینت بخشم تو بگو تا همه را بــر حسنینـت بخشم در کنار پدر و شــوهر و مام و پســرت تو روے سوے جنان خلق به دنبال سرت بر سر دست تو یڪ پیرهن خونین است همه گویند که اسباب شفاعت این است دوزخ و نار در آن روز بــوَد پابستت دست عباس علمدار بــه روے دستت چشم یڪ خلق گنه‌کار به سوے دستت پیکر پاڪ دو شش ماهه به روے دستت همه در وحشت میزان و حسابند و کتاب همــه گوینــد که یا فاطمه ما را دریاب! پیـش رویــت سر خونیـــن ابا عبدالله تویــے و حنـجـــر خونیــن ابا عبدالله همــه را رنگ ز رخســار پریده آن روز همــه گریند به رگ‌هاے بریــده آن روز تا که از شـانه‌ے خود کوهِ گنه بردارند چشم بر خـون گلوے علے اصغر دارند بر شفاعت نگه نور دو عینت کافی‌ست نخے از پیرهن سرخ حسینت کافے ست گرچه بردامن لطفت همه را دست رس است بدن له شده‌ے محسن ششماهه بس است همه از هم بگریــزند و تو در اوج جلال کنے از لطف و کرم شیعه‌ے خود را دنبال عفو بر خاڪ ره شیعـــه‌ے تو سر فکند چادر خاکــے تو، سایــه به محشر فکند بس که از چــادر خاکیــت کرم مے بارد قاتلت هــم به تو امــید شفــاعت دارد به شرار جگر و ناله و ســوزت سوگند به مناجات شب و گریه‌ے روزت سوگند که بــه آن جانــے غدار محــبت نکـنی قاتلــت را به صف حشــر شفاعت نکنی ظلم و جورستم بی‌عددش یادت هست جاے دست وضربات لگدش یادت هست یاد دارے که چگونه حسنت مے لرزید؟ نفس شــوهر خیبـــر شکنــت مے لرزید خاطرت هست که ســوزاند دل مولا را خاطرت هست که مے گفت بزن زهرا را خاطرت هست که از درد به خود پیچیدی؟ خاطرت هست که داغ پسرت را دیدی؟ شیعه در حشر بلند است به گردون دادش شیعه هرگز نرود غصب فدڪ از یادش شیعه با اشڪ غریبانه‌ے تو سوخته است قرن ها پشت در خانه‌ے تو سوخته است شیعه تا جان به تنش هست شریڪ غم توست شیعه سوز جگرش از نفس «میثم» توست 🖊️شاعر:استاد غلام رضا سازگار http://eitaa.com/golvajhehaye_ahlbeyt ✿࿐❁❈❁࿐✿࿐ 📌کانال مداحے گلواژه هـاے اهل بیت ع ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ