🔻
#معروف_به_خطر❗️
#نهی_از_منکر با چاشنی مهربانی💚
💢تو میدون تجریش داشتم از تاکسی پیاده میشدم که چشمم افتاد به دختری که دست تو دست یه پسر قد بلند قدم میزدن ... و دختر
#روسری سرش نبود!
♨️شاید دوباره نگاه کردن به صحنه
#گناه کار درستی نبود، ولی ارادی هم نبود!
از تعجب ناخودآگاه دوباره نگاه کردم تا از چیزی که دیدم مطمئن بشم.
⭕️مطمئن شدم!
اعصابم خیلی خرد شد.
زیر لب لا اله الا الله و استغفرالله میگفتم ...
نتونستم با خودم کنار بیام، بهشون که رسیدم، اول خواستم با عصبانیت و تشر به پسر بگم که خودش و اون دختر رو جمع کنه!
اما بعد یاد حدیثی افتادم از امام رضا"علیهالسلام" با این مضمون که:
«با
#خوشرویی میتوان مردم را بنده خود کرد»
لحظهای ایستادم و از امام زمان(عج) طلب کمک کردم🙏
🔹رفتم جلو و به پسر سلام کردم.
اونم خیلی مهربون سلام کرد ...
منم دستمو جلو بردم و دستشو گرفتم و به نشونهی دست دادن کمی تکون دادم ...
بعد گفتم:
#حجاب این خانم اصلا خوب نیست😐
بلافاصله برگشت و به دختر گفت: حجابتو درست کن!
گفتم: نه در شأن ایشونه و نه شما
با لبخند نگاهم کرد و دستم رو که هنوز تو دستش بود فشار داد و گفت:
از تذکرت ممنونم😊
گفتم: خواهش میکنم، وظیفهام بود☺️
با دست زدم رو شونهاش و گفتم: یا علی و رفتم ...
✅همه چیز از چیزی که فکر میکردم سادهتر و عادیتر بود😉
📖منبع: کتاب «از یاد رفته»، ص ۱۲۰
• خاطرات
#امر_به_معروف و
#نهی_از_منکر
• کاری از "جنبش حیا"
🎓 دانشگاه حجاب 🎓
🌸
eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872 🌸