جهاد تبیین ✌️
برگی از داستان #استعمار قسمت هیجدهم هرکس چهار مادر داشته باشد یک #دختر به او می دهند بعد از انگ
برگی از داستان قسمت نوزدهم شما باید توتون بکارید همین! 44جمعیت مهاجران انگلیسی زبان روز به روز در آمریکا بیشتر می شد و اکنون نیازهای جدیدی را احساس می کردند. هنگامی که نماینده ای از طرف دولت انگلیس راهی آمریکا شد ، یکی از مهاجران که در قاره نو کشاورزی می کرد از او خواست که در ویرجنییا دانشگاهی تأسیس شود چون در اینجا هم افراد باهوش و مستعد بسیارند. نماینده دولت از درخواست این مرد به شدت خشمگین شد و فریاد کشید : « افراد باهوش ؟ در بین شما ؟ این خیلی مسخره است. شما فقط باید توتون بکارید و پس!» دولت انگلیس مهاجران را برای برداشت هرچه بیشتر از منابع آمریکا به این کشور اعزام کرده بود و اجازه نمی داد آنها فعالیت دیگری جزکار مداوم، کشاورزی و استخراج معادن داشته باشند. هرکوچ نشین را حاکمی که شخص پادشاه انگلیس او را معین کرده بود اداره میکرد. کوچ نشینها محصولات خود مانند توتون، شکر ، چوب و قطران را فقط باید به انگلستان صادر میکردند. قیمت این محصولات را هم دولت انگلیس معین می‌کرد. آنها باید کالاهای خود را فقط با کشتیهای انگلیسی حمل میکردند و خریدهایشان را هم فقط باید از بازارهای انگلیس انجام می‌دادند. آنها حق نداشتند هیچ کارخانه ای را در زمین های خود تأسیس کنند؛ مخصوصاً کارخانه هایی شبیه کارخانه های پارچه باقی که در انگلستان وجود داشت. مهاجرنشینها کاملاً به انگلستان وابسته نگه داشته می شدند و کاری جز تولید مواد خام مورد نیاز انگلستان و مصرف محصولات انگلیسی نداشتند. ویرجینیا قدیمیترین و ثروتمندترین مهاجرنشین انگلیسی در آمریکا بود. سالی یک بار ناوگان عظیم انگلستان برای حمل توتون به ویرجینیا اعزام می‌شد، کشتیها در مسیر رودخانه های بزرگ و عمیق حرکت می‌کردند و در کنار مزارع توتون لنگر می‌انداختند. کشتی‌ها حامل هرنوع محصولی بودند که برای زندگی مهاجران لازم بود و خودشان اجازه نداشتند تولید کنند. این رفتارهای انگلستان بالاخره مهاجرنشین های انگلیسی را در آمریکا به تنگ آورد. آن ها با هم متحد شدند و جنگی را برای استقلال از انگلستان آغاز کردند: جنگی که در آن یک متحد پنهانی هم داشتند: فرانسه. کمک فرانسه به مخالفان انگلستان در آمریکا در آغاز پنهانی بود. هنگامی که در سال ۱۷۷۶ میلادی نماینده ای از طرف آمریکایی ها به فرانسه آمد، یکی از شخصیت های دربار فرانسه به او نوشت: ما پنهانی یک میلیون لیور به شما می دهیم و سعی میکنیم به همین اندازه هم از اسپانیایی ها برای شما بگیریم. شما با این مبلغ یک شرکت بازرگانی تأسیس می‌کنید و اسلحه، مهمات و هر چیزی را که در جنگ لازم دارید خریداری می کنید. پس از پیروزی یا پول را برمی‌گردانید و یا اجازه می‌دهید ما از زمین‌هایتان بهره برداری کنیم. کمک های فرانسوی ها به این مقدار محدود نشد. آنها در سالهای بعد مبالغ بسیار بیشتری را به آمریکایی ها پرداخت کردند. سپس افرادی را جهت جنگ در کنار آمریکایی ها به آن سرزمین اعزام کردند. فرانسوی ها حتی پای اسپانیایی ها را هم به این جنگ بازکردند و نیروی دریایی دو کشور در مقابل نیروی دریایی انگلستان در سواحل آمریکا صف آرایی کردند. کمک‌های فرانسه به آمریکا برای به زانو درآوردن انگلستان به یک میلیارد لیور رسید و سرانجام آمریکایی ها استقلال خود را از انگلستان به دست آوردند. با قرارداد صلحی که در سال ۱۷۸۳بین انگلستان و آمریکا امضا شد فرانسوی ها احساس کردند انتقام جنگ هفت ساله را گرفته اند. انگلستان آمریکا را از دست داده بود اما هنوز بسیاری از نقاط جهان را در اختیار داشت . همچنین تجارتش را با آمریکایی ها قطع کرد. 📚سرگذشت استعمار ج2 ص 82 ┏━━ °•🖌•°━━┓ @jahad_tabein ┗━━ °•🖌•°━━┛