🛒🛍️ مقدمه شعر: صاحب فروشگاه زنجیره‌ای یک سرمایه دار بزرگ است و صاحب سوپرمارکت فروشنده ای که شاید یک مغازه کوچک را اجاره کرده تا مایحتاج اساسی یک خانواده را تامین کند از خودمان بپرسیم یک فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای چند سوپرمارکت را فقیر یا تعطیل می‌کند؟ آیا تخفیفی که می‌دهند برای قیمت واقعی است یا در جاهایی که نمی‌دانیم یک قیمت گرانتر میدهند و بعد با کلی منت و تبلیغات آن را برایمان کسر می‌کنند و باز هم گرانتر تحویل می‌دهند آیا همه جنس هایی که از فروشگاه بزرگ می‌خرید همان چند روز استفاده میکنید که لازم باشد برای صرفه‌جویی در وقت یکجا خریداری شود؟ آیا ثروتمندترشدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقرا برای شما ناخوشایند است یا برعکس؟ قطعا حتی فروشندگان جوانی که با حقوق ناچیز بازیچه چند روزه این سرمایه دارها میشوند به جز یک شکست اقتصادی و بعضاً سوءاسنفاده های .... و ...چیز دیگری عایدشان نمیشود... ----------- و اما شعر: فقرا را فقیرتر نکنیم شرم را سهم یک پدر نکنیم 🛒❌ روزی چند صد نفر یکجا راهی جیب ده نفر نکنیم 🛒❌ پیشرفت و رفاه اینها نیست باغ را خرج یک تبر نکنیم 🛒❌🛍️❌ نفع مردم به هم گره خورده با خرید خطا ضرر نکنیم 🛒❌ درِِِ یک خانه مثل سردر قصر اهل یک خانه دربه‌در نکنیم 🛒❌ نسیه و چانه در مغازه خُرد بذل و انعام در دگر نکنیم 🛒❌ نرو در ثروت زراندوزان پول خود را بیا هدر نکنیم کریم ش رحیمی ⚡✨ برای شعرهای بیشتر روی ⚜️کـــــلــــمـــــاتـــــــ دل ⚜️ ضربه بزنید ✨