💗
#چرا_باید_فکر_کنیم💗
#ادامه_قسمت_سیزدهم
17 . پيام رودخانه: آيا هنوز به جادّه هراز در شمال كشور رفته اى؟
جادّه اى كه در ميان كوه هاى سر به فلك كشيده به راه خود ادامه مى دهد و آيا موقعى كه رودخانه هراز طغيان كرده است به آبى كه به صورت سيل جارى شده است نگاه كرده اى؟ اين آب گل آلود است و به رنگ خاك است امّا همين آب گل آلود وقتى به دريا مى ريزد و به مقام وصل دريا مى رسد آن چنان زيبا و زلال مى شود كه دل هر بيننده اى را مجذوب زيبايى خود مى كند.
حال چه شد كه اين آب اين قدر زلال شد؟ به خاطر اين كه چون به دريا وصل شد آرام و قرار گرفت و به آرامشى بس عظيم دست يافت.
دل ما انسان ها هم همين طور است، در زندگى سراسر ماشينى قرن بيستم همه ما جوش و خروش دائمى داريم و گاه خود را با ماشين مقايسه مى كنيم و مى خواهيم هر چه بيشتر بدويم.
يكى از استادانم نقل مى كرد كه يك روز ما در تهران به مهمانى دعوت شديم و من براى اوّلين بار فرزند خردسال خود را به اين شهر مى بردم.
اين مهمانى در شمال شهر تهران بود و به خاطر اين كه من ماشين شخصى نداشتم و ترافيك هم سنگين بود، فاصله جنوب تا شمال شهر تهران، حدود يك ساعت طول كشيد، به هر حال ما به مهمانى رسيديم و روز بعد به قم بازگشتيم.
چند روز بعد فرزند خردسالم از من پرسيد: بابا، اسم آن شهرى كه همه مردم آن مى دويدند چه بود؟
آرى، ما اين گونه شده ايم، همه وجودمان خروش و حركت و اضطراب شده است. همه مى دويم براى اهدافى كه داريم: خانه بهتر، ماشين بهتر، و ... امّا آيا اينها به ما آرامش مى دهند؟
هرگز! زيرا خداوند خودش آدرس آرامش را اين گونه مى دهد: خيابان ياد من، كوچه عشق من، خانه طاعت من.
آرى، هر موقع كه من و شما هم به ياد خدا باشيم، آرام مى شويم همچون آن سيل كه چون به دريا رسيد، آرام و زلال شد.
بياييد به درياى عشق الهى وصل شويم تا آرامشى بس بزرگ را تجربه كنيم.
18 . پيام ستاره: خيلى مواقع پيش آمده كه جوانى نزد من آمده و از اين نكته شكايت كرده است كه ما چه كنيم، اوضاع اجتماع خراب است و فساد بيداد مى كند. آيا در اين محيط من مى توانم پاك و سالم بمانم؟
در اين مواقع من براى او مثالى مى زنم و مى گويم:
عزيزم! آيا تا به حال به آسمان نگاه كرده اى و مدهوش زيبايى ستارگان شده اى؟
آيا فكر كرده اى، چرا ستارگان زيبا هستند؟
وقتى محيط اطراف ستارگان سياه و تاريك است اين ستارگان جلوه نمايى دارند، امّا در روز كه تمام آسمان روشن است اصلا ستارگان به چشم نمى آيند؟
عزيزم، اكنون كه امام زمان(ع) در پس پرده غيبت است و فتنه ها به ما رو آورده اند، اگر تو پاك بمانى، زيبايى دل انگيزى دارى و دل امام زمان(ع) را بسيار شاد كرده اى؟
امّا موقعى كه امام زمان(ع) بيايد و همه دنيا، پر از نور و صفا شود آن وقت تو هزار هم آدم خوبى باشى در ميان ميليون ها انسان خوب و ماه، جلوه اى ندارى!
امّا در اين روزگاران، اگر پاك باشى و شيعه خوبى براى امام زمان(ع)خود باشى، هنر كرده اى!
19 . پيام قطار: وقتى ايده اى بسيار عالى در ذهن تو جرقّه مى زند و براى همين دست به يك كار بزرگ مى زنى، با هزاران اميد فعّاليت خود را براى هدف عالى خود آغاز مى كنى امّا در اين ميان با موجى از نقدهاى بى انصافانه اطرافيان رو به رو مى شوى.
من مى دانم كه در اين لحظه چقدر دلت مى شكند و ناراحت مى شوى چرا كه تو به يك كار خداپسندانه اقدام كرده اى و هدف تو خير بوده امّا عدّه اى با قصد و غرض مى خواهند، مانع رسيدن تو به هدف بشوند.
اين جا شما بايد از قطار درس بگيرى!
آرى، قطار تا در ايستگاه در كنار ديوارها و خانه ها ايستاده و به خواب خوش فرو رفته است، بچّه ها با او كار ندارند.
امّا همين كه اين قطار بيچاره، شروع به حركت مى كند و فرياد حركت و رسيدن او به هدف به گوش بچه هاى بازيگوش مى رسد با مشتى از سنگ به طرف قطار حركت مى كنند و شروع مى كنند به سنگباران اين قطار!
آيا قطار به خاطر اين سنگها مى ايستد، نه او به حركت خود ادامه مى دهد زيرا مى داند اوّلا هيچ آدم بزرگى به او سنگ نمى زند، اين ها يك مشت بچّه بى تربيت مى باشند، ثانياً خوب مى داند كه فقط به قطارِ ايستاده است كه سنگ نمى زنند.
خواننده عزيز! تا زمانى كه در سكون و جمود باشى كسى با تو كارى ندارد امّا به محض اين كه حركت كنى، طبيعى است كه خواب گروهى را بر هم زده اى و آنها مى خواهند تو هم مثل آنها درجا بزنى، براى همين سنگت مى زنند.
امّا تو اين را نشانه اين بدان كه الحمد لله چنان به سوى هدف خود حركت كرده اى كه همگان متوجّه شده اند كه بالاخره به مقصد عالى خود مى رسى لذا مى خواهند تو را متوقّف كنند.
نویسنده کتاب:دکتر مهدی خدامیان
🔑🌹کلیدبهشت🔑🌹
https://eitaa.com/joinchat/1912799280C98470c8f19