فرمانده بود اما برای گرفتن غذا مثل بقیه رزمنده ها توی صف می ایستد سرصف غذاهم جلویی ها به احترامش کنار می رفتند . می خواستند او زودتر غذاش رو بگیره . محمود هم عصبانی میشد ، ول می کرد و میرفت وقتی نوبتش میشد آشپزها غذای بهتر براش می ریختند ، اوهم متوجه میشد وغذاش رومیداد به پشت سریش. (کتاب۸۲ خدمت از ماست... صفحه۲۳) @khoshtipasemani