ریان ابن شبیب جدمون غریب گیرآوردن!♭●
ریان ابن شبیب آب رو واسه حبیب دیر آوردن
تو شیب گودال سرازیز شد حسین پیر شد!♭●
ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد
ریان ابن شبیب ذکر امن یجیب می گفت زینب!♭●
ریان ابن شبیب رفتش شیب الخضیب زیر مرکب

بلا سر زینب آوردن سر رو بردن!♭●
بچه یتیما کتک خوردن سر رو بردن
ریان ابن شبیب می اومد بوی سیب از تو صحرا!♭●
به عمه زینب جسارت شد جنایت شد
قسمت زن ها اسارت شد جنایت شد