💞شهید مدافع حـــــــرم💞
🌹حسینیه🌹
وقتی ما آمدیم منطقه پردیسان قم، خیلی هنوز رونق پیدا نکرده بود نزدیک ما هم مسجد نبود. احساس کردم بچه ها سرکردانند. تصمیم گرفتم داخل خانه خودمان یک کانون فرهنگی تشکیل بدهم. یکی از اتاق ها را گذاشتم برای کلاس. بچه های مجتمع را جمع میکردیم برای کلاس قرآن و برگزاری مراسمات عزاداری. حتی بعضی وقت ها اردو میبردیم. بعضی وقت ها هم به عنوان ذکر مصیبت یک مراسم مختصری برقرار می شد ولی نه در حد و اندازه هیت و سینه زنی و عزاداری. حتی بعضی وقت ها این مراسم روضه خوانی و ذکر مصیبت را در خانه بقیه بچه های کانون برگزار می کردیم. احمد از همان موقع دلش میخواست که داخل خانه هیئت راه بیندازد ولی انگار موقعیت را مناسب نمی دید.
تا اینکه وقتی ما رفتیم تبلیغ و خانه خالی ماند به فکرش رسید از فرصت استفاده کند و تصمیمش را عملی کند و خدا را شکر خانه ما را که تا آن موقع کلاس قرآن و کانون فرهنگی بود تبدیل به حسینیه کرد.
🌹مداح🌹
مداحی را از بچگی یاد گرفته بود. البته خیلی دنبال این نبود که حرفه ای مداحی کند. اگر مداحی میکرد به خاطر این بود که مراسم عزای امام حسین بدون مداح و کم رونق نشود. به همین خاطر وقتی یک مداح قوی تر و بهتر از خودش پیدا می شد بدون اینکه حسادت کند یا بخواهد خودش را تحمیل کند میکروفون را در اختیار او قرار می داد و خودش مشغول سینه زنی می شد.
🌹مباحثه قرآنی🌹
بعد از دو سال که از موسسه جدا شد چند نفر طلبه های حافظه قرآن که دوستان ما هم بودند برای اینکه محفوظاتش فراموش نشود قرآن را با هم مرور می کردند. برنامه روزانه داشتند که می رفتند حرم حضرت معصومه سلام الله علیها و آنجا تمرین و مباحثه می کردند
.
👈راوی: پدر شهید
حجت الاسلام والمسلمین مجید مکیان
#شهیدانه
#ادامه دارد....
روحت شاد داداش احمد🖤
به کانال مهدویت بپیوندید👇
💞
@mahdavieat💞