#کتاب_تنها_گریه_کن🌹🍃
🌷🕊
#روایت_زندگی_اشرف_سادات_منتظری
#مادر_شهید_محمد_معماریان
#نویسنده_اکرم_اسلامی
فصل ششم...( قسمت چهارم)🌹🍃
🌷🕊بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷🕊
و بغض دلتنگی زنی می ترکید و دو قطره اشک می شد برای هر کسی از روزهایی که گذرانده یادگاری ای می ماند برای من بعد از گذشت این همه سال از آن روزها و کارها کنار انگشتم رد قیچی مانده برای در و دیوار خانه ام هم صداهایی که شنید و ضبط کرد. صبح به صبح توی همین خانه یک گوشه می نشستیم و قبل از اینکه دست به کار ببریم یک نفر حدیث کسا می خواند بعد با سلام و صلوات می نشستیم پای کار کمی که گذشت رشته کار دستم آمد دیگر خودم می رفتم خرید پولش امانتی مردم بود در دست من ما هم دو سه نفری با هم مشورت و خرید می کردیم از پارچه و سبزی تا به هویج و گل کلم و خیار و پیاز برای مربا و ترشی.
بهار که سبزی های تره و تازه بود سفارش سبزی می دادیم معمولا هم شوید بود تا دسته های شوید را پاک کنیم و چند نفر توی حیاط سبد و تشت های بزرگ را از سبزی و آب مر و خالی کنند و بچینند یک گوشه تا خشک شود پشت بندش باقالی می رسید گونی های باقالی را می ریختیم روی سفره های بزرگ و بلندی که از این سر تا ان سر خانه پهن بود بچه ها خوششان می آمد دلشان می خواست کمک کنند باقالی پاک کردن هم کار سختی نبود از دست های کوچک بچه ها بر می آمد نیروی کمکی که زیاد می شد این کارها یک روزه تمام می شد گاهی پنجاه نفر در این خانه این طرف و آن طرف می رفتند و هر کدام می دانستند باید چه کار کنند اخر شب شویدها را یک طرف پهن می کردم و باقالی ها را یک طرف باد پنکه های امانتی تا صبح حسابی خشکشان می کرد صبحی که با جمع و جور کردن و بسته بندی شوید و باقالی شروع شده بود به شب می رسید. کار سه چهار روزه را توی دو روز سر و سامان می دادیم و با اینکه هنوز خستگی به تنمان بود خانم ها می پرسیدند خانم سادات دیگه کاری نیست کی دوباره بیاییم وعده می گرفتند که بی خبرشان نگذاریم و می رفتند خانه که خلوت می شد تازه کارهایم شروع می شد هر چه قدر هم بقیه کمک می دادند ولی اصل کار روی دوش خودم بود حاجی توی خانه بند نمی شد یک پایش جبهه بود یک پایش سرساختمان هایی که سفارش گرفته بود و باید به ساخت و سازشان می رسید چند تا کارگر می گذاشت برای کار ساختمان خودش هم با مردهای فامیل و رفقایش بیل و کلنگ و هر چیزی که لازم بود بار ماشین می کردند و می رفتند منطقه.
🌹
🔹🌹
🌹🕊🌹
🕊🔹🌹🕊🔹🌹🕊🔹
#حاج_قاسم 🌷🕊
#کُلُّنٰا_قٰاسِمِ_سُلِیْمٰانی🌹🍃
#یازهرا...🌹🍃
#کانال_مهدویت
به کانال مهدویت بپیوندید👇
💞
http://eitaa.com/mahdavieat💞