مهملات کارنامه - برنامه!
دوگانهی «کارنامه-برنامه» الحق از آن سرکاریترین و مهملترین بازیهایی است که جماعت حزباللهی را یک دهه به خود مشغول کرده است. آنچه که رییس جمهور نیاز دارد برنامه نیست، بلکه او شخصاً باید واجد یک «طرح کلی» باشد که به او به طور کلی نگاه بدهد و او را در راهبردها یاری کند. ورود در ساحت برنامه او را درگیر کثرات و جزییات میکند حال آنکه میدان عمل و سیاست یک سیستم عامل متعین و صلب و سروتهدار نیست که بشود در آن نرمافزارهای مختلف را بیدردسر نصب کرد و از آن توقع محصول داشت. رییس جمهور باید نگاه کلان داشته باشد و این یعنی کلیات و قواعد کلان را بفهمد و با اتکای به آنها در ملاقات با واقعیت لحظهای یک موضع و یک خط اصلی پیدا کند. هر چه کثرات بیشتر باشد انسانیت، اراده، عزم و تصمیم بیشتر جای خود را به منطق تصمیمات ماشینی و بخشنامهای میدهد. از این منظر علاوه بر «طرح کلی»، روحیه و جوهر سیاستمرد تعیینکننده است. اگر ملاک بهتر تلفیقی از طرح کلان و عزم رییس جمهور باشد پیشاپیش کارنامه و برنامه به شکلی که رایج است بیمعنا میشود!
این صورتبندی و ویرایش معنای کارنامه و برنامه همزمانی که تنقیص برنامهی جلیلی است، از چشم انداختن کارنامهی قالیباف نیز هست. هم برنامهی جلیلی و هم کارنامهی قالیباف قابلاحترام است ولی مسأله این است که ما داریم دربارهی «ملاکهای ریاستجمهوری در وضعیت اکنون» بحث میکنیم. هرچند که از اتکای جلیلی به برنامه و کار کارشناسی به دلیلی که عرض شد نگرانی بیشتری دارم اما در نهایت و فعلا با ملاکهایی که بنده در نظر دارم تفاوت نمرهی قالیباف و جلیلی آنقدر متفاوت نیست. هر کدام امتیازها و ضعفهایی دارند. لذا من نه شیدای جلیلی میشوم و نه سمپات قالیباف. نه از همین حالا مشتاق وحدتم و نه تن به ریش و ریشکشی کودکانه میدهم! برای همین تا هشتم تیر این دو صالح را دنبال میکنم تا در نهایت (در فرض عدم ائتلاف) به یک تصمیم برسم.
@Mahdi_Takallou