عرض ارادت
به حسین می رسانم همه جا سلام خود را
به ارادتش بگویم سخن و کلام خود را
من و خاک کربلایش من و قبر با صفایش
بخدا که خاکبوسم حرم امام خود را
شده اسم او دوایم شده ذکر او شفایم
وَ بگیرم از کلامش همه دم دوام خود را
بنگر که زخم دل را ز حسین مرهم آرم
وَ بگیرم از وجودش همه التیام خود را
شده در جهان مرامم ز حریم او گدایی
ندهم ز کف الهی منش و مرام خود را
بجز از حریم پاکش به کجا رود دل من
بخدا رها نسازد نفسی غلام خود را
چه غم از عذاب قبر و چه غم از شب سیاهم
که ازو کنم منوّر ظُلُمات شام خود را
به حسین هر که بینم سخنی بگوید و من
بدهم ز اشک دیده همه دم پیام خود را
نکشم دو دست «یاسر» اَبَدَا" ز دامن او
که من از حسین دارم همه احترام خود را
**
محمود تاری «یاسر»