................غزل مصیبت ................ زبان حال حضرت زینب ای داغدار سوره ی کوثر تو هم برو مانده به راه دیده ی مادر توهم برو سخت است داغ خاتم پیغمبران به تو مادر که رفت پیش پیمبر تو هم برو مادر نداد صورت نیلی نشان تو هم زخمت بپوش از من مضطر تو هم برو ای ماه سربه مهر زفرقت گشوده شد درحال سجده مصحف دیگر تو هم برو دل تنگ محسنم به جنان جای من بزن گلبوسه ای به روی برادر تو هم برو من را برای درد وبلا آفریده اند سهم من است داغ مکرر تو هم برو پیدا بود ز زخم سر تو که اوفتاد دیدار ما به صحنه ی محشر تو هم برو تا کربلا نیامده و یک سپاه پست با صد هزار نیزه و خنجر تو هم برو تا دیده ات ندیده لب تشنه پیش آب هفتاد دو شقایق پرپر تو هم برو تا دیده ات ندیده به صحرای علقمه دست جدای ساقی لشکر تو هم برو تا دیده ات ندیده به گودال قتلگاه در موج خون حسین تو بی سر توهم برو تا دیده ات ندیده که غارتگران برند خلخال و گوشواره و معجر توهم برو تا دیده ات ندیده به بالای نیزه ها رآس علی اکبر و اصغر توهم برو جبریل هم گرفت از او درس بندگی ( آیت) به پای بوسی حیدر تو هم برو حسن هارونی ( آیت)