شکسته آینه ی من شکسته تر شده ای تو عمر حیدری از چیست مختصر شده ای؟ تو ماه چاردهِ خانه ای ولی افسوس در این سه ماهه مه من هلال تر شده ای خمیده راه مرو خم مکن مرا ز غمت چرا صنوبر من دست بر کمر شده ای؟ تو یاس بودی و گلبرگ تو لطافت داشت شکسته از لگدی چیده با تبر شده ای به درب سوخته گر دیده دوختی حق است میان این در و دیوار بی پسر شده ای قبول ؛ همسفری با علی پر از رنج است ز چیست با اجل خویش همسفر شده ای؟ (قتیل عشق) منی من قتیل عشق توام چرا نمیرم از این غم که محتضر شده ای