🏴یا اباعبدالله (ع) ادرکنی🏴 ازخیمه آمد خواهری در بین گودال شد روبرو با پیکری در بین گودال گلبرگ های گل کنار و گل کناری بر تن ندارد او سری در بین گودال زخم تنش افزون شده همچون ستاره از تیغ و تیر و خنجری در بین گودال چون بلبلی با سوز و آه جانگدازی زینب کند نوحه گری در بین گودال درهم شده جسم شریفش بهر درهم از دست قوم کافری در بین گودال شد آسمان دیده ها ابری و گریان زد ناله از دل مادری در بین گودال برده به غارت ساربان بی مروت انگشت با انگشتری در بین گودال آمد سکینه دید زینب را به آن حال از دیده ریزد گوهری در بین گودال وقتی سکینه دید زینب را پریشان مرثیه خوان شد دختری دربین گودال می‌گفت زینب می‌برند از کربلایم چاره ندارم دیگری در بین گودال طاقت نمانده ای شمیم حق به جانم بر خواهرت کن یاوری در بین گودال علی قاسمی (شمیم)