💠💠💠 💠💠 💠 "پسرم قاسم" -دوازدهم 🌷قاسم شاهزهی 🌷مادر: زهرا خسروی لیسانس زبان و ادبیات عرب معلم 🌷پدر: مرتضی شاهزهی دیپلم برق نظامی شهر بندرعباس استان هرمزگان 🌷ما بیرجندی هستیم. اما در بندرعباس زندگی می‌کنیم. خدا به ما پسری داده که الان دو سال و نیمه شده. اسمش امیرعلی است. یعنی در شناسنامه امیرعلی است. اما بعد از شهادت سردار، قاسم صدایش می‌کنیم. 🌷از همان صبحی که به نیت دعای ندبه تلویزیون را روشن کردیم و در زیرنویس تلویزیون خبر شهادت را خواندیم، روزهای سخت برایمان رقم خورد. با همسرم نشستیم و گریه کردیم. باور کردنی نبود اصلاً... پدرم از ما بیشتر بی‌تابی می‌کرد علاقه‌اش به سردار سلیمانی را همه می‌دانستیم. خودش می‌گفت: من سردار سلیمانی را به اندازه رهبرم دوست دارم. 🌷خانواده می‌دانند که من بیخود و بی‌جهت کاری را انجام نمی‌دهم. وقتی تصمیم گرفتم امیرعلی را قاسم صدا کنیم، همه خوشحال شدند و استقبال کردند. مخصوصاً پدرم و همسرم... ارادتمان به سردار به حدی است که اگر پسر دیگری هم داشته باشیم اسمش را قاسم می‌گذاریم. دوست دارم پسرم مثل حاج قاسم شجاع باشد. دوست دارم طوری تربیتش کنیم که شرمنده سردار سلیمانی و بقیه شهدا نباشیم. با صدا کردن قاسم احساس می‌کنم پشتوانه محکمی دارد در کنار من بزرگ می‌شود و من می‌توانم به او تکیه کنم. دلگرم می‌شوم وقتی حس می‌کنم این پسر می‌خواهد مثل "حاج قاسم سلیمانی" پشت و پناهمان باشد... -فدا❤ حاج قاسم 💠https://eitaa.com/maktabehajqasemsoleimani ------------------------------------------