خاطره‌نویسی 🔹جانی سینز🔹 وسطای امتحانات ترم بود. به دلیل تدریس مجازی و زنگ‌های ۴۰ دقیقه‌ای و کوتاه اصلاً معلما وقت نکرده بودن کتاباشونو کامل درس بدن. مخصوصاً معلم ریاضی. معلم ریاضی ما دوتا جلسه جبرانی قبل از امتحان ریاضی و هندسه گذاشته بود که نظارت هیچ کدوم از مسئول‌های نظارت و ناظم روی کلاس نبود و کلاس هم مشترک بین کلاس‌های تجربی و ریاضی برگزار می‌شد و جمعیت بچه‌ها خیلی زیاد شده بود. خدا رو شکر درس آخرمون مربوط به آمار بود و خیلی هم واجب و سخت نبود. معلم شروع کرد به تدریس. جلسه‌ی آخر جبرانی بود و فرداشم امتحان ریاضی داشتیم . وقتی معلم تدریسشو تموم کرد و موقع خداحافظی رسید، یک آن یه کاربر بنام جانی سینز شروع کرد از استاد تعریف کردن. 😁 استاد هم هاج و واج داشت به مانیتور 😂 نگاه می‌کرد و با دستپاچگی می‌پرسید: بچه ها کسی آقای جانی سینز رو می‌شناسه؟ کسی می‌دونه ایشون کی هستن؟ 😳😐 بقیه فقط استیکر خنده می‌ذاشتن! 😂 منم به استاد گفتم ما خودمونم بی خبریم! 🤔🤔 و اینجا بود که شکایت‌های استاد شروع شد ولی ما فقط می‌خندیدیم! 😁 بعد از کلاس، تمام بچه‌ها داخل گروه‌های چت، دنبال جانی گشتن؛ ولی جانی سینز عزیز هنوز خودشو پیش کسی لو نداده 😁 ┅🔸⊰༻🦋༺⊱🔸┅ سید محمد علی میردهقان دانش آموز یازدهم ریاضی مدرسه شهید قدوسی از قم 🔗 ╔═.🔸🦋༺.══╗ @mangenechi ╚══.🔸🦋༺.═╝