"ادبیات انقلاب/ انقلاب ادبی" چهارشنبه‌ی گذشته، آیین پایانی جشنواره‌ی سالانه‌ی ادبیات کودک و نوجوان شیراز، با معرفی نویسندگان برتر، در تالار حافظ شیراز برگزار شد و من، به سبب مسئولیت دانشگاهی مهمان و حاضر در این نشست بودم. به محض مشاهده‌ی برگزیدگان و مهمانان، به این فکر فرو رفتم که چرا نام نویسندگان کودک و نوجوان ادبیات انقلاب اسلامی(دست کم نویسندگان کاملا متصل به مفاهیم انقلابی) در فهرست برگزیدگان نیست. هرچند از نظر من، اگر دایره‌ی ادبیات انقلاب اسلامی را گسترش دهیم، بسیاری از این نویسندگان، خالق آثاری درخشان در حوزه‌ی ادبیات انقلاب اسلامی‌اند؛ با این‌حال در زیر به چند گزاره‌ در این حوزه اشاره خواهم کرد. ۱_ ادبیات انقلاب اسلامی را نمی‌توان صرفا به ادبیات دفاع مقدس یا ادبیات جنگ یا ادبیات مدافع انقلاب اسلامی محدود کرد؛ این تقلیل ظلمی نابخشودنی به ایران و انقلاب خواهد بود. ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیاتی است که در چارچوب زمان انقلاب اسلامی یا با حمایت مستقیم و غیرمستقیم آن یا در چارچوب نیازهای مربوط به مخاطبان آن خلق شده است. از آنجا که جهان کودکان و نوجوانان ایران عصر پس از انقلاب، ساحت‌های گوناگون معنوی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی و فردی دارد، هرگونه اثر را که جریان اندیشگانی پس از انقلاب رد نمی‌کند یا در چارچوب انسان ایرانی_ اسلامی می‌گنجد، ادبیات انقلاب اسلامی می‌توان دانست. ۲_ از میان برگزیدگان جشنواره، برخی چون هوشنگ مرادی کرمانی، علاوه بر سطح هنری آثارش، به‌خوبی توانسته‌ فرهنگ ایرانی را نیز در بسیاری از داستان‌های نوجوانانه‌ی خود، نمایندگی کند. پس به‌درستی او را می‌توان الگویی مناسب برای داستان نوجوان ایرانی پس از انقلاب دانست. عضویت او در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، خود موید همین جایگاه زبانی و معنوی اوست. فرهاد حسن‌زاده نیز در رمان "هستی" نوعی نگاه خاص به ادبیات جنگ را خلق کرده؛ نکته‌ای که اغلب منتقدان و پژوهشگران ادبیات را از حوزه‌های مختلف به تحسین این اثر، دست کم از منظر مواجهه‌ی نوجوان و جنگ بر انگیخته است. ۳_ نکته‌ی سوم در آثار برگزیده‌ی جشنواره، غلبه‌‌ی جنبه‌های فرمی و زبانی بر ابعاد معناگراست؛ زاویه‌ای که نقد برخی منتقدان ادبیات انقلاب اسلامی را از انتخاب برخی از این آثار بر انگیخته است. ضمن تایید این نکته که برخی از این نویسندگان، در کارنامه‌ی خود آثاری را خلق کرده‌اند که از منظرهای اندیشه‌های ایرانی_ اسلامی یا نگاه تربیتی به نوجوان، انتقادهایی جدی بر آن‌ها وارد است؛ باید دانست که از نظر فرمی و زبانی، همین نویسندگان، فاصله‌ای درخشان و بعید با بسیاری از نویسندگان ادبیات انقلاب اسلامی، با نگاه ایدئولوژی‌زده‌ی آن دارند. از آسیب‌های جریان رمان نوجوان انقلاب اسلامی، نخست ضعف زبانی و پلشتی واژگانی است، آسیبی که در آثار برگزیده کمتر دیده می‌شود. کمی تسلط نویسندگان ادبیات انقلاب بر امکانات زبان، نکته‌ای است که باید آن‌را جدی گرفت و برای بهبود آن کوشید. البته در آثار برخی نویسندگان چون: سید مهدی شجاعی و داوود امیریان و آثار نوجوان‌پسند رضا امیرخانی و گاه محمدرضا بایرامی، وسواس در انتخاب زبان تا حدودی دیده می‌شود. اما اگر داستان انقلاب را صرفا ادبیات داستانی خلق‌شده در ستایش شهیدان و قهرمانان وطن بدانیم، باید تصریح کرد که نویسندگان اغلب این آثار، درک درستی از خلق ادبی و داستان‌ نداشته‌اند. از دیگر کاستی‌های رمان نوجوان انقلاب، کمی توجه در انتخاب درون‌مایه‌‌هایی برای جهانی شدن و نبود تلاش برای جلب نظر مخاطب بین‌المللی است. علاوه بر این ایرادهای جدی در شخصیت‌پردازی و پیرنگ سست را در تعدادی از رمان‌های پرفروش این حوزه می‌توان دید که در این مجال به معرفی آن‌ها نمی‌پردازیم. ۴_ ادبیات اصیل انقلاب اسلامی، باید این حکمت از امیرمؤمنان را پیشِ چشم قراردهد که بزرگ‌ترین شاعر را منصفانه امرووالقیس نامید؛ هرچند از نظر معنا منتقد او بود. نویسندگان انقلابی باید به اعتبار عبارت "الحکمه ضاله المؤمن" به جای دخالت‌دادن نقدهای ایدئولوژیک در مباحث صناعتی و فرمی داستان، در آموختن مسائل زبانی، آغوش خود را بر تخصص نویسندگان دیگر شاخه‌ها بگشایند و به‌جای تلاش برای حذف جریان مقابل یا ردّ غیرمنصفانه‌ی آن، بکوشند ضمن حفظ جنبه‌های انقلابی و معنوی خود، فرم را بیاموزند و به‌جای خلق آثار شعارزده و زودمصرف، به خلق آثاری عمیق و جهانی بپردازند؛ چنانکه در دهه‌های اخیر کسانی چون: احمد دهقان و مجید قیصری و دیگران، توانسته‌اند به جلوه‌هایی از آن دست یابند؛ هرچند این دست نویسندگان نیز گاه با کوته‌نظری متهم به خروج از ادبیات انقلاب شده‌اند. سخن آخر اینکه "ادبیات انقلابی" در کنار تمام ویژگی‌های مثبت معنایی‌اش، به انقلابی ادبی نیازمند است که اگر به آن نگراید، در پستوی نقد ادبی فروکوفته خواهد شد. https://eitaa.com/mmparvizan